تسلط صفدری به تکنیکهای داستانپردازی، شناخت ژرفش از باورها و آداب بومی و پیشنهادات تازهاش در روایت، او را در زمره شاخصترین نویسندگان ایران قرار داده است. تیله آبی دربرگیرنده 7 داستان از برجستهترین داستانهای اوست.
۹ رمان
محمدرضا صفدری داستاننویس ایرانی است؛ از چهرههای جدی داستان معاصر است و جنوب، زبان بومی و تجربههای اجتماعی در جهان او حضور دارند.
او با جنوب ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده میشود.
داستانهای او اغلب با فضاهایی ملموس، آدمهایی درگیر زیست روزمره و لحنی متکی بر جزئیات محلی ساخته میشوند.
صفدری در نثر به آهنگ جمله و حس اقلیم اهمیت میدهد؛ متن او فقط روایت اتفاق نیست، ساختن فضا هم هست.
کار ...
سیاسنبو
چند روز بعد، جسد ورم کرده پدر از دریا بالا میآید و خانه به دوشی شروع میشود. عمویت، السنو، میرود آبادان تو شرکت نفت کار پیدا میکند، تو و مادر هم میروید. تازه پا به راه شدهای، و مادر شبها باقلا پخت میکند و صبح توی خیابان میفروشد. نگاه دریده شاگرد شوفرها را میبینی که از چاک پیراهن مادر میرود ...
سنگ و سایه (1 بازی بلند)
«آخ، سنگم! اگر میدانستم گمش میکنم، میخوردمش. اگر از خورنگ آتش هم سرختر بود، باور کن میخوردمش. نمیدانی... یک شب چه خواندنی کردم! نبودی که بشنوی. صدایم کشیده شد تا بالای کوه بیرمی. از آنجا کشیده شد از روی خانهها و درختها تا بالای زمینهای دامن باغستان.»
با شب یکشنبه
چشمم میماند به کشش انگشتهای بالای سرم تا کمکم سایه دستهایی را میدیدم که به روی دیوار میرفت و میآمد. چند شب از این سایهبازی گذشته بود که دیدم رختهایم را به هم ریختهاند. تازه سر شب بود و از گشت و گذار برگشته بودم. هر تکهای از جامه شلوارهایم در جایی افتاده بود. اول که آنها را دیدم توی ...