رمان ایرانی

40 گیسو (چند افسانه)

9789647174718
۱۳۸۱
۱۳۶ صفحه
۳۴۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده محمدرضا صفدری
۹ رمان محمدرضا صفدری داستان‌نویس ایرانی است؛ از چهره‌های جدی داستان معاصر است و جنوب، زبان بومی و تجربه‌های اجتماعی در جهان او حضور دارند. او با جنوب ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. داستان‌های او اغلب با فضاهایی ملموس، آدم‌هایی درگیر زیست روزمره و لحنی متکی بر جزئیات محلی ساخته می‌شوند. صفدری در نثر به آهنگ جمله و حس اقلیم اهمیت می‌دهد؛ متن او فقط روایت اتفاق نیست، ساختن فضا هم هست. کار ...
دیگر رمان‌های محمدرضا صفدری
با شب یکشنبه
با شب یکشنبه چشمم می‌ماند به کشش انگشت‌های بالای سرم تا کم‌کم سایه دست‌هایی را می‌دیدم که به روی دیوار می‌رفت و می‌آمد. چند شب از این سایه‌بازی گذشته بود که دیدم رخت‌هایم را به هم ریخته‌اند. تازه سر شب بود و از گشت و گذار برگشته بودم. هر تکه‌ای از جامه شلوارهایم در جایی افتاده بود. اول که آن‌ها را دیدم توی ...
40 گیسو
40 گیسو پیرمرد و پیرزنی در دهکده‌ای زندگانی می کردند. آن‌ها دوتا دختر داشتند. زندگی‌شان نه خوب و نه بد می‌گذشت. هر روز صبح از خواب بیدار می‌شدند، چاله آتش را نگاه می‌کردند، چهار گرده نان می‌دیدند که گرم و برشته آماده است. گرده‌های نان را برمی‌داشتند و می‌خوردند. به هر یکی یک گرده می‌رسید. روزی پیرمرد به پیرزن گفت: «بیا دخترها ...
من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم
من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم
سنگ و سایه (1 بازی بلند)
سنگ و سایه (1 بازی بلند) «آخ، سنگم! اگر می‌دانستم گمش می‌کنم، می‌خوردمش. اگر از خورنگ آتش هم سرخ‌تر بود، باور کن می‌خوردمش. نمی‌دانی... یک شب چه خواندنی کردم! نبودی که بشنوی. صدایم کشیده شد تا بالای کوه بیرمی. از آن‌جا کشیده شد از روی خانه‌ها و درخت‌ها تا بالای زمین‌های دامن باغستان.»
همچنان داستان
همچنان داستان
مشاهده تمام رمان های محمدرضا صفدری
مجموعه‌ها