رمان خارجی

گزینه نامه‌های عاشقانه خلیل جبران و ماری هاسکل دلواپس شادمانی تو هستم

درباره خویشتن خویش اندیشیدن وحشتناک است. اما ابن تنها راه صمیمانه کار است. اندیشیدن درباره خویشتن خویشم بدان‌گونه که هستم، اندیشیدن به جنبه‌های زشتم، اندیشیدن به جنبه‌های زیبایم، و در شگفت شدن از آن‌ها. چه آغازی می‌تواند محکم‌تر و استوارتر از این باشد؟ از چه چیزی می‌توانم رشد خود را آغاز کنم جز از خویشتن خویشم؟

مروارید
9789641144601
۱۳۸۷
۱۱۲ صفحه
۲۲۸۱ مشاهده
۰ نقل قول
جبران خلیل جبران
صفحه نویسنده جبران خلیل جبران
۳۷ رمان جبران خلیل جبران، نویسنده، شاعر و هنرمند لبنانی-آمریکایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در بشری لبنان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با مهاجرت، هنر، شعر و نوشتن به عربی و انگلیسی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «پیامبر»، ...
دیگر رمان‌های جبران خلیل جبران
سیمای خویشتن
سیمای خویشتن همان‌طور که در آثار منتشر شده جبران به زبان‌های مختلف دنیا مشاهده می‌شود، نیروی امیدی که جبران در آثارش نشان داده در سراسر زندگی‌اش او را نگه داشته است. در نامه‌های عربی که در این کتاب گرد‌آوری شده خواننده مجددا با سمبولیسم غنی که سبک بی‌نظیر جبران را نشان می‌دهد، آشنا خواهد شد.
اشکی و لبخندی
اشکی و لبخندی این کتاب شامل پنجاه و یک قطعه از سروده‌های «جبران خلیل جبران» است. جبران در این کتاب می‌گوید: ”آرزومندم زندگی به شکل اشکی و لبخندی باقی بماند: اشکی که قلبم را تطهیر می‌کند و اسرار پنهان زندگی را به من می‌فهماند. لبخندی که مرا به فرزندان سرزمینم نزدیک می‌سازد و نشانی برای پرستش خداست“.
خدا اندیشید و اندیشه اولش فرشته‌ای بود
خدا اندیشید و اندیشه اولش فرشته‌ای بود
نامه‌های عاشقانه
نامه‌های عاشقانه من طی ماه‌های ساکتی که بدون دریافت نامه‌ای یا جوابی از شما سپری شده است به موضوع‌های بسیاری فکر کرده‌ام، اما هرگز به ذهنم خطور نکرده که شما «شرور» هستید. اما حالا می‌بینم که شما به شرارت در روحتان اذعان کرده‌اید. این حرف درستی است و شایسته است که من هم حرف شما را باور کنم، زیرا به هر آنچه ...
بال‌های شکسته
بال‌های شکسته " هجده ساله بودم که برای اولین بار، عشق چشمانم را با پرتوهای جادویی‌اش گشود و روحم را با انگشتان سوزانش لمس کرد، و سلما کرمی نخستین زنی بود که با زیبایی‌اش روحم را بیدار کرد و مرا به باغ عاطفه‌ی والا برد، آن‌جا که روزها چونان رویا می‌گذرند و شب‌هایش چونان جشن عروسی است. " جبران خلیل جبران رازهای تکان ...
مشاهده تمام رمان های جبران خلیل جبران
مجموعه‌ها