رمان ایرانی

شب‌چراغ

علی شخصیتی رسالت‌طلب و آزادمنش دارد. او با دوستانش مجله‌ای تاسیس کرده‌اند و علی سردبیر این مجله می‌باشد. او به خاطر سخنان رک و تندی که در مورد نظام حاضر در جامعه، در مجله می‌زند به زندان می‌افتد. داستان از زمانی آغاز می‌ِشود که علی از زندان بیرون آمده و مشاهده می‌کند که دوستان سابقش پراکنده شده‌اند و مجله بسته شده است. داستان از زبان چند نفر (دوستان علی) در مورد حوادث گذشته و شرح شخصیت علی می‌باشد.

اشاره
9789645772152
۱۳۸۴
۱۹۲ صفحه
۲۳۴۲ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جمال میرصادقی
۳۶ رمان جمال میرصادقی، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به داستان کوتاه، آموزش نویسندگی و نقد ادبی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های جمال میرصادقی
گلدشت داستانی
گلدشت داستانی داستان‌نویسان با شناخت انواع قالب‌ها و ساختارهای روایت داستانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و می‌کوشند نظریه را با تجربه پیوند دهند. در این کتاب، جمال میرصادقی انواع شیوه‌‌های داستان‌نویسی را تفسیر می‌کند و برای هر نوع، نمونه‌هایی داستانی ارائه می‌کند؛ مانند داستان‌های مینیمال (داستان ریزه)، اسطوره‌ای، تمثیلی، غنایی و… خواندن این کتاب برای داستان‌نویسان، پژوهشگران، منتقدان و علاقه‌مندان به ادبیات داستانی ...
کلاغ‌ها و آدم‌ها
کلاغ‌ها و آدم‌ها
وقتی افتاد، آوازش بلندتر شده بود
وقتی افتاد، آوازش بلندتر شده بود
آتش از آتش
آتش از آتش علی‌خان پالتوش را به دوش می‌گیرد و دم در می‌رود. بنز آلبالویی رنگی زیر چراغ برق کوچه ایستاده. مرد خوش‌پوش و آراسته‌ای جلو در خانه می‌آید و با علی‌خان احوالپرسی گرمی میکند. آن‌وقت به بنز آلبالویی رنگ اشاره می‌کند.
پشه‌ها
پشه‌ها این کتاب مجموعه‌ای از یازده داستان کوتاه با عناوینِ پشه‌ها، پهلوان، سیدکاظم چه خبر، قتل نفس، داشتم فریاد می‌زدم، اتاق روبرو، در میدان، میله‌ها، رتیل، مثل یک پرندة غریب و اشاره است. پشه‌ها داستان حملة پشه‌های عجیبی به شهر است که در دسته‌های چند هزارتایی به باغ‌ها حمله می‌کنند و گل‌ها را می‌خورند، برگ‌ها را می‌جوند و هرچه سبزه و ...
مشاهده تمام رمان های جمال میرصادقی
مجموعه‌ها