رمان ایرانی

خازن می‌آمد و می‌گفت: ـ قهرمان بازی را بگذار کنار. پدرت را در می‌آورند. اینجا جایی است که ایمان فلک رفته به باد. با وجودی که ماه‌ها در حجره‌ام تمرین می‌کردم که از دشنام و تحقیر و ضرب و شتم خم به ابرو نیاورم، روزی تاب نیاوردم. تف به صورت او انداختم. به او گفتم: ـ بی‌ناموس! این اسمی بود که فتنه به او داده بود. درباره آن هیچ فکر نکرده بودم. این لقب ناگهان از دهان من پرید. از جا در رفت و جواب داد: ـ مگر زنت را... بودم که به من بی‌ناموس می‌گوئی.

نگاه
9789646736276
۱۳۸۸
۱۹۲ صفحه
۱۹۶۴ مشاهده
۰ نقل قول
بزرگ علوی
صفحه نویسنده بزرگ علوی
۱۳ رمان بزرگ علوی، نویسنده و روشنفکر ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به عشق، سیاست، روشنفکری، تبعید و جامعه ایران نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های بزرگ علوی
دیو دیو
دیو دیو تا به‌حال تنها و بی‌کس بودم. حالا که دارم این‌ها را سرهم می‌کنم، کسی دارم. غم‌گساری دارم و احساس می‌کنم که دل‌ هردومان برای هم می‌تپد. اگر کسی پیش من نیست که با او درد دل کنم، این یادداشت‌ها که از روی آن‌ها شرح زندگی خود را ترتیب می‌دهم، انیس و مونس من هستند.
گیله مرد
گیله مرد آخ، این نکته بسیار اهمیت داشت! چه شده بود که دخترش نمی‌خواست با او دیگر در زیر یک بام زندگی کند؟ آیا شیرین هم از زشتی او در عذاب بود؟ دلش می‌خواست اشک بریزد، با چه تمسخری در محکمه به متهمینی که اشک می‌ریختند می‌نگریست. حالا می‌فهمید که چقدر آدم راحت می‌شود، کاش می‌توانست چشمانش را تر کند. آیا اشتباه ...
گذشت زمانه
گذشت زمانه
نامه‌ها و داستان گیله مرد
نامه‌ها و داستان گیله مرد با دو دستش صورتش را پوشانده بود و در اتاق کوچکش، در اتاق گرم و مطبوعی که پرده‌های کلفت و خوش‌رنگ آن‌را از دنیای خارج جدا کرده بود، راه می‌رفت. بیرون سرد بود و برف می‌آمد. بوران غوغایی راه انداخته بود. اما پرده‌ها و در و پیکر محکم نمی‌گذاشت که سرما به درون اتاق نفوذ کند.
53 نفر
53 نفر محاکمه 53 نفر که یکی از آثار ننگین تاریخ ایران به شمار می‌رود، محصول اوضاع و احوالی‌ست که دوره سیاه را پابرجا کرده‌ بودند: در محاکمه 53 نفر و در گرفتاری و آزادی آن‌ها تمام طبقات اجتماع ایران شریک بودند، بنابراین اگر من موفق شوم که این حادثه را به طوری که در حقیقت بوده، و وقایعی را که اطراف ...
مشاهده تمام رمان های بزرگ علوی
مجموعه‌ها