۱۸ رمان
نسرین قدیری (کافی)، رماننویس ایرانی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به عشق، خانواده، راز و فراز و فرودهای عاطفی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق میدهد.
از آثار یا زمینههای ...
رهایم کن
همانطور که مینواخت و چشمهایش را روی هم گذاشته بود، به آرامی آنها را از هم باز کرد و به صورت دختر جوان دوخت. مشاهده کرد که او هم با اشتیاق و محبت او را نگاه میکند و تحت تاثیر آهنگ، چشمهایش اشکآلود شده است. بعد از دو سال جرئت کرد و چشم در چشم دخترک دوخت و عاشقانه نگاهش ...
تقدیر بود
وقتی به خودم آمدم و به بیگناهیاش پی بردم، خیلی دیر شده بود و تمام محبت و بندهای محبت و عشقی که بین ما بود پاره شده بود.زمانی که به خودم آمدم و به سویش بازگشتم آنقدر دلسرد و غمزده بود که آغوشش را به رویم باز نکرد و جز لبخندی محزون و نگاهی ملامتبار، چیز دیگری از او دریافت ...
سحر نزدیک است
لباس عروسی را روی تخت پهن کرده بود و ناباورانه به آن نگاه میکرد. روی زمین چهار زانو نزدیک تختخواب نشسته بود و چشم از لباس سفید عروسی بر نمیداشت. نمیدانست چه مدت به آن حال در آنجا نشسته و چشم به لباس دوخته است. رنگ بر چهره نداشت. انگار مغزش از کار افتاده بود. حتی گریه هم نمیتوانست بکند. ...