۹ رمان
احمد غلامی نویسنده، روزنامهنگار و منتقد ایرانی است؛ در ادبیات و مطبوعات معاصر ایران حضوری جدی دارد.
او با ساوه، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده میشود.
آثار و نوشتههای او با فضای اجتماعی، تجربه شهری و نگاه انتقادی به زمانه پیوند میخورند.
غلامی از نوشتار مطبوعاتی و داستانی هر دو بهره میگیرد؛ زبانش به مشاهده و تحلیل نزدیک است.
حضور او نشان میدهد ادبیات و روزنامهنگاری در ایران بارها به هم رسیدهاند ...
تذکرهالانسان
این کتاب مجموعهای از سی و سه داستان کوتاه است که همگی این داستانها مضمونی عرفانی دارند. عناوین برخی از این داستانها عبارت است از: گنجی بر دوش، مرا انکار کن، میهمان بی طعام، مسیح از این جا نگذرد، راهزن، بیابانگرد، دعای شیخ.
داستانهای بادآورده
گفتم:«این مگس چکار داره توی این بر بیابون؟» بعضی مگسها روی پنکه مرده بودند. دل به دریا زدم و گفتم:«واسه چی میخوای از این مرز رد بشی؟» سرش را تکان داد. نای حرف زدن نداشت. مشتی قند برداشتم و ریختم توی کاسه آب یخ، و نمک هم ریختم. بعد با قاشق شربت را آرام آرام ریختم توی حلقش. گفتم:«سیاسی هستی؟» ...
جیرجیرک
پاکت را از جیبم در آوردم و شروع کردم به خواندن آن: پایان هر چیزی یعنی مرگ و مرگ چیزی است که تا کسی آن را تجربه نکند، نمیفهمد و وقتی تجربه کرد، تجربهاش برای خودش و دیگران فایدهای ندارد. فرمانده همین چند خط را نوشته بود. چند خطی که خبر از مرگ خودش میداد. پاکت نامه را گذاشتم توی ...
این وصلهها به من میچسبد
جلو رفتیم. به امید سیاهی روبهرویمان. رفتیم و وقتی نزدیک شدیم، دیدیم سیاهی به طرف ما میآید. یک کامیون سیاهرنگ پر از نمک بود. از ما خیلی فاصله داشت. پایین پریدم و دست تکان دادم. نگه داشت، به قدری از دیدن ما تعجب کرد که هیچی نگفت فقط بر و بر نگاه کرد. گفتم: ـ میخوایم بریم معدن نمک. گفت: ...