۲۷ رمان
مارگریت دوراس نویسنده، فیلمنامهنویس و فیلمساز فرانسوی بود. او در هندوچین فرانسه به دنیا آمد و تجربه کودکی در مستعمره، بعدها در بسیاری از آثارش رد پررنگی گذاشت.
دوراس به زبان سکوت، فاصله و تکرار علاقه داشت. در آثار او، عشق اغلب ساده و آرام نیست؛ با قدرت، استعمار، فقر، میل، خاطره و ناممکن بودن پیوند میخورد.
رمان «عاشق» از شناختهشدهترین آثار اوست و تصویری فشرده و شاعرانه از رابطهای ممنوع، جوانی، خاطره و تنهایی ارائه میدهد. او در سینما نیز با ...
درد
در برزخ تب، زن را میبینم. سه روز به اتفاق خیلیهای دیگر در صف کوچه سوسه انتظار کشیده است. بیست ساله است، با شکمی بر آمده از اندام. برای آدم تیربارانشدهای آمده بود آنجا، برای شوهرش. ورقهای به دستش رسیده بود برای تحویل خرت و پرتهای شوهر و آمده بود آنجا. هول به جان بود هنوز. بیست و چهار ساعت ...
سدی بر اقیانوس آرام
درد
جلو شومینه، تلفن دم دستم است. سمت راست، دری که به سالن و راهرو باز میشود؛ و در انتهای راهرو، در ورودی. او ممکن است یکراست بیاید و زنگ ورودی را بزند. «کی است؟» و بگوید «منم.» و یا به محض ورود به دایره ترانزیت تلفن بکند: «من برگشتهام، و حالا برای انجام برخی تشریفات در هتل لوتسیا هستم.» از ...
مدراتو کانتابیله
تکرار میکنند. او به آرامی دست بر موهای طلایی پریشانش میکشد، همانسان که کمی پیش، جای دیگری این کار را کرده بود. لبهای او بیرنگ است. امشب فراموش کرد که به آنها ماتیک بزند. میگوید:
معذرت میخواهم. فعلا یک سوناتین کوچک از دیابللی.
سوناتین. از حالا؟
از حالا.
به دنبال این سوال سکوت برقرار میشود. او، به لبخند ثابتش برمیگردد: جانوری در جنگل.
مدراتو کانتابیله، ...