این کتاب ماجرای مأموریت کوتاه یک مبارز پاکستانی به نام احمد به سوریه است. احمد در دمشق باید کسانی را ملاقات کند که قومیتهای مختلف دارند اما هدفشان یکی است و آن مبارزه با اسرائیلیها است.
۲۳ رمان
جعفر مدرس صادقی نویسنده، مترجم و ویراستار ایرانی است. او در اصفهان به دنیا آمد و در ادبیات معاصر فارسی با رمانها، داستانها و کارهای پژوهشی و ویراستاریاش شناخته میشود.
مدرس صادقی نویسندهای است که به زبان و ساختار روایت توجه زیادی دارد. آثار او معمولاً از سطح ماجرای ساده فراتر میروند و به پرسشهایی درباره هویت، تاریخ، نوشتن و رابطه فرد با گذشته نزدیک میشوند.
رمان «گاوخونی» از شناختهشدهترین آثار اوست؛ اثری که با فضای اصفهان، خاطره، خواب و ذهن آشفته ...
آب و خاک
مرد دوربین به دست از او خواهش کرد بیاید روی ایوان بگیرند و بعد خواهش کرد بروند توی ساختمان.... یک سالن خیلی بزرگ با سقف خیلی بلند... نیمی از سالن به این بزرگی صحنه نمایش بود و نیمه دیگر جای تماشاچیها. صحنه نمایش را برای نمایشی که قرار بود به زودی اجرا شود آماده میکردند و تختهها و صندلیهای شکسته ...
سرزمین عجایب
توی کتابخانه بابام فقط همان صندلی راحتی دستهداری بود که گفتم. میز نبود. نه میز بود، نه هیچ صندلی دیگری. این یک کتابخانهای بود برای کتاب خواندن فقط، نه برای نوشتن. نه مشق نوشتن، نه قصه نوشتن، نه شعر نوشتن. من روی صندلی بابام مینشستم و کتابهای بابام را میخواندم و هر کتابی را که بر میداشتم برش میگرداندم سر ...
12 داستان
چرخ فلک، پارک به شرط آرایشگاه، مردی که از هواآمد، تیرخوردهها، شازدهکوچولو، شب خداحافظی، کارت پستال، میز، صدای پا، ناخدا، بزرگترین خانه دنیا و بزرگترین نویسنده دنیا، دوازده داستان این مجموعه را تشکیل میدهند.
قسمت دیگران و داستانهای دیگر
در نامه، عزیز به زنش سفارش کرده بود به فکر تحصیل بچهها باشد و کاری بکند که مدرک دست و حسابی بگیرند و مثل پدرشان مجبور نباشند برای پولدار شدن ریسک کنند، روی کار آزاد نمیشد حساب کرد. و از طرفی، اگر آدم می خواست خوب زندگی کند با حقوق کارمندی نمیشد و باید تن به خطر میداد، عزیز بارها ...
آن طرف خیابان
آن طرف خیابان، درست رو به روی پنجره، یک نفر تکیه داده است به درخت و زل زده است به پنجره... سیگاری گذاشته است گوشه لبش و حالا دارد کبریت میزند. چند تا کبریت میکشد که یکی یکی توی باد خاموش میشوند. دستهاش را دور کبریت حلقه میکند و تکانی به خودش میدهد تا پشتش به باد باشد...