رمان خارجی

نو وه چنتو (تک‌گویی)

(No vecento)

.... سفر می‌کرد، مثلا. و هر بار به سرزمین دیگری می‌رفت: می‌رفت به مرکز لندن، با قطار می‌رفت به در و دشت، به قلة کوهی می‌رفت که برف تا کمرش می‌رسید، یا به بزرگترین کلیسای جهان می‌رفت، ستون‌های آن را می‌شمرد و توی چشم شامیل مسیح مصلوب خیره می‌شد. سفر می‌کرد. و چیزی که فهمیدنش خیلی سخت بود این بوده از کجا می‌دانست کلیسا یا برف یا ببر چه شکلی است.... منظورم این است که او هیچ وقت پایش را از این کشتی پایین نگذاشته بود، حتی یک‌بار. شوخی نبود، کاملا درست بود. هیچ‌وقت پیاده نشده بود. حتی یک بار. و آن وقت طوری بود که انگار همة این چیزها را به چشم خودش دیده است. تو به نووه چنتو می‌گفتی " یک بار رفته بودم پاریس" و او ازت می‌پرسید که مثلا باغ فلان را دیده‌ای، یا فلان جا غذا خورده‌ای، همه چیز را می‌دانست. به‌ات می‌گفت: "چیزی که توی پاریس دوست دارم این است که روی پل پون نوف قدم بزنم و منتظره غروب خورشید بمانم و وقتی که کشتی‌های تفریحی از آنجا می‌گذرند بایستم و برایشان دست تکان بدهم." اما نووه چنتو، تو پاریس را دیده‌ای؟ نه. پس دیگر... یعنی، آره... یعنی چی، آره؟ پاریس.

نیلوفر
9789641150749
۱۳۸۵
۸۰ صفحه
۸۷۱ مشاهده
۲ نقل قول
کارلو کولودی
صفحه نویسنده کارلو کولودی
۹ رمان کارلو کولودی، نویسنده ایتالیایی، از چهره‌هایی است که نامش با بخشی از ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک گره خورده است. او با نام اصلی Carlo Collodi شناخته می‌شود و زندگی و کارش در مسیر نوشتن، تجربه و پیگیری جهان شخصی‌اش شکل گرفت. زادگاه او Florence, Italy است و همین زمینه تاریخی و فرهنگی، در خواندن آثارش بی‌اهمیت نیست. زندگی نویسنده، چه آرام و چه پرحادثه، پشت بسیاری از انتخاب‌های روایی و فکری او دیده می‌شود. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های کارلو کولودی
پینوکیو (قصه 1 آدمک چوبی)
پینوکیو (قصه 1 آدمک چوبی) چطوری استاد گیلاس پیرمرد نجار، تکه چوبی پیدا کرد. تکه چوبی که مثل بچه‌ها می‌خندید و گریه می‌کرد. یکی بود یکی نبود؛ روزی روزگاری... خوانندگان کوچولوی من، بچه‌ها حتما همه با هم خواهند گفت که: «یک پادشاهی بود!» نه بچه‌ها اشتباه می‌کنید. در روزگاران قدیم... تکه چوبی بود. از آن کنده‌های حسابی و اعلا، نه از این چوب‌ها و کنده‌های ...
پینوکیو (آدمک چوبی)
پینوکیو (آدمک چوبی)
پینوکیو
پینوکیو این داستان پرماجرا، سرگذشت دلخراش پینوکیو است. داستان عروسک چوبی‌ای که عوض مدرسه رفتن و حرف گوش کردن از دست پدرش، ژپتو، مرد بی‌نوایی که او را از چوب تراشید، فرار می‌کند، و سر و کارش به گربه و روباه مکار می افتد که می‌خواهند سکه‌های طلای او را بدزدند، و بعد گرفتار سگ‌‌ماهی غول‌پیکر می‌شود، هیولای ترسناک دریا که ...
پینوکیو
پینوکیو پینوکیو مثل بعضی از پسربچه‌ها دوست دارد پستی و بلندی‌های زندگی را تجربه کند، به حرف بزرگ‌ترهایش گوش ندهد و از درس و مدرسه فرار کند. او هم مثل همه پسربچه‌ها دوست دارد به دنبال آرزوهایش برود اما مشکل اینجاست که از تجربه‌هایش درس نمی‌گیرد. مهم‌تر اینکه پینوکیو، قهرمان این داستان، مثل پسربچه‌های معمولی نیست. اصلا او نه معمولی است ...
افسانه 1900
افسانه 1900 «افسانه 1900»، داستان پیانست اقیانوس، متنی است در نوسان بین نمایش و حکایت. البته برای نوشته‌هایی از این دست نمی‌توان عنوان مشخصی تعیین کرد. شاید خیلی هم مهم نباشد. مهم این است که به نظرم داستان زیبایی است و ارزش روایت شدن دارد و دوست دارم که خوانده شود. الساندرو باریکو ـ ...
مشاهده تمام رمان های کارلو کولودی
مجموعه‌ها