رمان خارجی

عشق و سایر اهریمنان

(Del amor y otros demonios)

گارسیا مارکز با نوشتن «صد سال تنهایی» به اوج خلاقیت خود دست یافت. او در این اثر به واقعیت گزارشی پشت می‌کند و به واقعیت خلق‌شده و تحلیل افسار گریخته روی می‌آورد. این رمان در واقع استعاره واقعیت انسان کنونی است. جبر آهنینی که بر زندگی آدم‌ها حکومت می‌کند، تنهایی، خشونت و نفرینی که افراد خانواده در زیر آن رنج می‌برند، همه نگاه تراژیک گارسیا مارکز را به زندگی تصویر می‌کنند. رمان «از عشق و دیگر اهریمنان» یکی از آثار زیبای گابریل گارسیا مارکز به شمار می‌رود.

آریابان
9789647196505
۱۳۹۰
۲۲۴ صفحه
۱۴۳۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
گابریل گارسیا مارکز
صفحه نویسنده گابریل گارسیا مارکز
۸۳ رمان گابریل گارسیا مارکز نویسنده و روزنامه‌نگار کلمبیایی و برنده نوبل ادبیات بود. او در آراکاتاکا به دنیا آمد و کودکی‌اش در فضایی گذشت که بعدها در شکل‌گیری جهان داستانی ماکوندو نقش مهمی پیدا کرد. مارکز کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و همین نگاه دقیق به واقعیت در داستان‌هایش ماند. اما واقعیت در آثار او خشک و روزمره نمی‌ماند؛ با افسانه، حافظه، خواب و تاریخ آمریکای لاتین در هم می‌آمیزد. «صد سال تنهایی» او را به چهره‌ای جهانی تبدیل کرد. «پاییز ...
دیگر رمان‌های گابریل گارسیا مارکز
زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می‌آمد (گالینگور) مجموعه داستان
زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می‌آمد (گالینگور) مجموعه داستان در خروجی متحرک گشوده شد. در آن ساعت از روز، هیچ‌کس به رستوران خوزه نمی‌آمد. چند لحظه پیش، ساعت دیواری شش ضربه نواخته بود. صاحب رستوران می‌دانست قبل از ساعت شش و نیم صبح، هیچ‌کدام از مشتری‌های دایمی او نمی‌آیند. دقیقا چند دقیقه‌ای به شش صبح مانده بود که زنی طبق عادت هر روز صبحش به آن‌جا داخل شد و ...
یادداشت‌های 5 ساله
یادداشت‌های 5 ساله هر سال در همین دوره، شبحی آرام و قرار از دست نویسندگان می‌گیرد:‌ جایزه نوبل ادبیات. خورخه لوئیس بورخس که همیشه کاندیدای این جایزه است،‌ در مصاحبه مطبوعاتی اعتراض کرده بود که چگونه برای دو ماه آن همه پیش‌بینی در نگرانی معلق نگهش می‌دارد و عذابش می‌دهد. بدون شک بورخس شایسته‌ترین نویسنده اسپانیولی زبان برای جایزه نوبل است. و هر ...
20 داستان کوتاه
20 داستان کوتاه سفر سختی بود. همه این مدت در این فکر بودم که در دنیا، هیچ‌چیز دلرباتر از یک زن جذاب نیست؛ ترس که برایم ممکن نبود حتی برای یک لحظه هم که شده، خود را از سحر و جادوی آن مخلوق افسانه‌ای که پشت به من خوابیده بود، رها کنم. میهماندار اول، بلافاصله پس از بلند شدن هواپیما، ناپدید شد و ...
100 سال تنهایی
100 سال تنهایی بعد از گذشت سال‌ها، زمانی که سرهنگ اورلیانو بوئندیا در برابر سربازانی که حکم تیربارانش را داشتند ایستاده بود، خاطرات دوری را به خاطر آورد که پدرش او را به تماشای قالب یخ برده بود. در آن ایام، روستای ماکوندو از بیست کلبه گالی‌پوش و کاهگلی شکل گرفته بود.
عشق در روزگار وبا
عشق در روزگار وبا نگاه ناخدا به سمت فرمینا داثا چرخید و بر پلک‌هایش نخستین بارقه‌های یخچه‌های زمستانی را تشخیص داد. سپس فلورنتینو آریثا را برانداز کرد، با سلطه خلل‌ناپذیرش بر خویش و عشق تهورآمیزش، و تردیدی دیر هنگام گریبانش را گرفت که باعث هراسش شد: آنچه حد و مرز نمی‌شناسد زندگی است نه مرگ. ازش پرسید: "خب، جنابعالی خیال می‌کنید تا کی می‌توانیم ...
مشاهده تمام رمان های گابریل گارسیا مارکز
مجموعه‌ها