رمان خارجی

این مجموعه داستان‌های تولستوی را می‌توان نوعی مثنوی مولانا، در فرهنگ روس دانست. به عنوان مثال اگر قصه (پسر خوانده) با داستان مردی که توسط حضرت موسی از خدا خواست تا زبان حیوانات را بفهمد، در مثنوی مولانا، مقایسه شود شباهت آشکار خواهد شد.

قطره
9789643413415
۱۳۸۳
۳۲۸ صفحه
۱۴۶۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
لئو تولستوی
صفحه نویسنده لئو تولستوی
۵۹ رمان لئو تولستوی نویسنده روس و یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های ادبیات جهان است. او در یاسنایا پالیانا به دنیا آمد و زندگی‌اش میان اشرافیت روسی، تجربه جنگ، بحران‌های اخلاقی و جست‌وجوی معنوی گذشت. تولستوی در رمان‌هایش جامعه، خانواده، جنگ، عشق و ایمان را با جزئیاتی شگفت‌انگیز کنار هم می‌آورد. او به جای ساختن قهرمان‌های ساده، آدم‌هایی می‌آفریند که درونشان پر از تردید، میل و تناقض است. «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» از شاهکارهای او هستند. این آثار نه فقط داستان چند شخصیت، ...
دیگر رمان‌های لئو تولستوی
اسب‌ها و انسان‌ها
اسب‌ها و انسان‌ها
آناکارنینا
آناکارنینا نیاز: یه سوال بپرسم؟ قبل از این که من بیام تو زندگی‌ات عاشق بودی یا رابطه‌ای داشتی؟ کاوه: ... نیاز: داشتی؟ کاوه: برای چی می‌پرسی؟ نیاز: همین‌طوری. کاوه: همین‌طوری سوال نمی‌پرسن. نیاز: داشتی یا نه؟ دوست دارم بدونم فقط. کاوه: نه نداشتم. نیاز: دروغ می‌گی. کاوه: خب اگه می‌دونی دروغ می‌گم پس تمومش کن.
شاهکارهای کوتاه تولستوی 3 (سعادت خانوادگی و داستان‌های دیگر)
شاهکارهای کوتاه تولستوی 3 (سعادت خانوادگی و داستان‌های دیگر) غم و قصه تنهایی و به طور ساده، احساس دلتنگی قبل از پایان زمستان به پایه‌ای رسید که حتی از اتاقم خارج نمی‌شدم، دست به پیانو نمی‌زدم و کتابی به دست نمی‌گرفتم، وقتی که کاتیا توصیه می‌کرد با کاری خود را سرگرم کنم، جواب می‌‌دادم: ((دلم نمی‌خواهد، نمی‌توانم)) ولی دلم ندا می‌داد چرا؟ چرا هنگامی که بهترین ایام زندگی من ...
مرگ ایوان ایلیچ
مرگ ایوان ایلیچ در عمارت بزرگ دادگستری، هنگام رسیدگی به دعوای خانواده ملوینسکی دادستان و اعضای دادگاه طی زمان تعطیل جلسه برای تنفس در اتاق ایوان یگورویچ شبک گرد آمده بودند و بحث به پرونده پر سر و صدای کراسوسکی کشیده بود. فیودور واسیلی یویچ با حرارت بسیاری می‌کوشید ثابت کند که دادگاه صلاحیت رسیدگی به این پروند را ندارد و ایوان یگورویچ ...
عشق چنین زایل می‌شود و چند داستان دیگر
عشق چنین زایل می‌شود و چند داستان دیگر روز 28 اکتبر 1910 تولستوی تا پاسی از شب در اتاق خود تنها نشسته و چیزی نوشته بود. چندی پس از نیمه شب، که تازه به خواب رفته بود، صدایی در اتاق خویش شنید و چون چشم گشود، زنش را دید که آمده و در آنچه نوشته است، وارسی می‌کند که مبادا از او بد گفته باشد در آنجا میان ...
مشاهده تمام رمان های لئو تولستوی
مجموعه‌ها