مجموعه داستان خارجی

در راه ویلا

رویم را برگرداندم و راه افتادم. داشتم پاهایم را می‌کشیدم. عرق از پشت گردنم رفت زیر لباسم. بعد صدایی شنیدم. صدا خفه و ناآشنا بود، مثل صدای حیوانی که توی تله‌گیر افتاده. از گلوی من می‌آمد. نمی‌توانستم برگردم. فکر می‌کنم همین ناتوانی از مهربان بودن یا چیزی شبیه آن بود که باعث شده بود دچار خفگی بشوم و حتا نتوانم مثل آدم گریه کنم. چندبار دهانم را باز کردم و بستم و آمد و رفت هوا را توی دهان خشکم حس کردم. بعد از آن بود که اشک آمد. پویا به من چسبید. "الان گرگ می‌آید ما را می‌خورد."

چشمه
9789643624378
۱۳۹۰
۱۰۴ صفحه
۱۰۰۳ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فریبا وفی
۱۳ رمان فریبا وفی، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زن، خانه، سکوت، مهاجرت درونی و زندگی روزمره نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های فریبا وفی
حتی وقتی می‌خندیم
حتی وقتی می‌خندیم همین جاست که باید مثل یک سرباز کارکشته شلیک کنی ولی نه شلیک‌خنده. باید بتوانی بخندی. خنده‌ی بلند آدم بی‌غل‌و‌ غش. باید آن‌قدر خوش دلانه بخندی که به راحتی او را هم به خنده بیاوری. باید به خودتان نگاه کنید و بخندید با صدای بلند درست در این لحظه است که خنده‌ می‌تواند یک فشفشه باشد توی آسمان تاریک و ...
همه افق
همه افق ذهنم آزادترین لحظه‌ها را می‌گذراند. گرفتار هیچ فکر و خیالی نبودم. سبک‌بالی پرنده‌های دریایی را داشتم. داشتند آن دورها پرواز می کردند. ممنون زمین بودمو ممنون دریا. ممنون آسمان. ممنون خودم که تکه‌ای از آن‌ها بودم. به طور مبهمی حس کردم که آزادی باید همین باشد. پس تا آن روز فقط طوطی‌وار آن را تکرار کرده بودم، بی‌آنکه بدان واقعا ...
آدم‌های زندگی قبلی
آدم‌های زندگی قبلی "آدم‌های زندگی قبلی" رمانی از فریبا وفی است که در سال ۱۴۰۴ توسط نشر چشمه منتشر شد. این اثر با نگاهی تازه به روایت‌های پیشین نویسنده، داستان زنی را به تصویر می‌کشد که پس از سال‌ها زندگی در ایران و درگیر بودن با روابط پیچیده خانوادگی و اجتماعی، تصمیم به مهاجرت می‌گیرد و در جستجوی هویت و آزادی، به آلمان ...
بی‌باد بی‌پارو
بی‌باد بی‌پارو تازه‌ترین مجموعه داستان‌ فریبا وفی شامل 12 داستان است که درون‌مایه بسیاری از آن‌ها به هم نزدیک است. جهان وفی مملو از اتفاق‌های به ظاهر بی‌اهمیتی‌ است که منشا هراس، ناکامی و در نهایت تحول شخصیت‌های او می‌شود. در همه داستان‌های این کتاب رها بودن و تلاش بر پیدا کردن امنیت است که از عناصر تکرارشونده متن‌هاست. آدم‌ها بیش از ...
رویای تبت
رویای تبت امشب همان شب بود شیوا. حالا می‌فهمم آن روز از آمدن چنین شبی واهمه داشتی و من آن را به خونسردی و بی‌اعتنایی‌ات نسبت می‌دادم. همیشه فکر می‌کردم آمادگی روبرو شدن با واقعیت را داری. می‌گفتی اگر نادیده‌اش بگیری باید تاوان بدهی. روی حرفت با من بود. نمی‌توانستم واقع‌بین باشم. خیالاتی بودم. هنوز به دروغ بودن چیزی که پیش آمده ...
مشاهده تمام رمان های فریبا وفی
مجموعه‌ها