رمان خارجی

بازپسین گفتگو (مصاحبه با سارتر)

ژان پل سارتر در 15 آوریل 1980 در هفتاد و پنج سالگی درگذشت و گفت و گویی که بنی لوی، فیلسوفی جوان، گستاخانه و در عین حال دوستانه با او کرده است و در سه شماره پیاپی مجله لو نوول ابسرواتور در مارس 1980 پس از مرگ سارتر به چاپ رسیده است، به احتمال قوی، آخرین سخنانی است که از وی به یادگار مانده است. استاد در این گفت و گوی بی‌پرده، در همه مفاهیمی که خود باب کرده و چندین نسل روشنفکر و سیاستمدار و میلیون‌ها خواننده را تحت تاثیر قرار داده است، چون و چرا می‌کند و همه را به پرسش می‌گیرد، چنان که گویی آخرین حرفش را هنوز نزده است و آن‌چه گفته است، به مثابه وحی منزل نیست.

جلال ستاری
مرکز
9789641153115
۱۳۸۶
۸۸ صفحه
۱۳۵۷ مشاهده
۰ نقل قول
ژان پل سارتر
صفحه نویسنده ژان پل سارتر
۴۴ رمان ژان پل سارتر، فیلسوف، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس فرانسوی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در پاریس به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با فلسفه اگزیستانسیالیسم، ادبیات و فعالیت سیاسی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «تهوع»، «دست‌های آلوده» و آثار ...
دیگر رمان‌های ژان پل سارتر
اگزیستانسیالیسم نوعی امانیسم است
اگزیستانسیالیسم نوعی امانیسم است نوشته پیش ‌رو، سخنرانی مشهور سارتر است، با عنوان اگزیستانسیالیسم نوعی امانیسم است. او در این سخنرانی که در سال 1945 در پاریس ایراد شد تلاش می‌کند تا مفاهیم بنیادین اگزیستانسیالیسم را به زبانی ساده توضیح دهد. این سخنرانی بعد از انتشار کتاب دشوار هستی و نیستی (وجود و عدم) بود و در حقیقت مانیفست اگزیستانسیالیسم به‌ شمار می‌آید.
خروج ممنوع (نمایش‌نامه‌ای در 1 پرده) نمایش‌نامه
خروج ممنوع (نمایش‌نامه‌ای در 1 پرده) نمایش‌نامه دارم بهش نگاه می‌کنم و می‌فهمم که تو جهنمم. من بهتون میگم. همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده. اونا می‌دونستن که من جلو این طاقچه می‌ایستم، وقتی دستام روی مجسمه‌س و همه این چشم‌ها دارن من رو نگاه می‌کنن. این چشم‌ها دارن من رو می‌بلعن... هاه! فقط شما دو تا اینجایین؟ من فکر نمی‌کردم... کباب شدن روی سیخ رو یادتون ...
سن عقل
سن عقل مرد قد بلندی وسط خیابان ورسن ژتوریکس بازوی ماتیو را گرفت. ماموری توی پیاده‌رو مقابل هی پایین و بالا می‌رفت. «رییس، یک چیزی بهم بده؛ گرسنه‌ام.» چشم‌های به هم چسبیده و لب‌های کلفتی داشت و بوی الکل می‌داد. ماتیو پرسید «فکر نمی‌کنی بیشتر تشنه‌ای یا گرسنه؟» مرد به زحمت گفت «حاضرم برایت قسم بخورم رفیق، حاضرم قسم بخورم.»...
شاهدی بر زندگی من
شاهدی بر زندگی من بعد از انتظاری بیهوده به این نتیجه رسیدم که صفحات موسیقی‌ای را که برایت فرستاده بودم دریافت نکرده‌ای. البته واقعیت این است که با حس تجربیم آن‌ها را به عنوان نامه مهر زدم و در باجه مواد چاپی انداختم. بی‌شک مشکلی پیش آمده است. دیگر نامه‌های مرا موعظه‌های کوچک نخوان. می‌دانی که نه دوست دارم به نظر 1 شاگرد بیایم ...
غثیان (پالتویی)
غثیان (پالتویی) اصل عمده و اساسی در ادبیات، آن‌گونه که سارتر می‌گوید، بررسی رابطه انسان با جهانی نامعقول است، جهانی کم‌تر دل‌پذیر، آکنده از ابهام و تردید، آکنده از اضطراب؛ و جهان آنتوان روکانتن از این امر مستثنی نیست. غثیان حدیث انسان تنهایی است که در چرخ و واچرخ زمان، از تنهایی خویش پناهگاهی می‌سازد تا بنواند در مقابل هجوم افکار سرد ...
مشاهده تمام رمان های ژان پل سارتر
مجموعه‌ها