رمان خارجی

داستانک‌هایی در فاصله‌ی 1 پلک بر هم زدن

(Flash fiction before you can bat an)

داستانک را معادل فارسی فلش فیکشن گرفته‌اند که یکی از گونه‌های روایی رایج در روزگار ماست. در عصری که فرصت دیدن و شنیدن تنها در چهارچوب قابی کوچک و گاه بزرگ دست می‌دهد، عصری که قبیله یک نفر است یا یک واحد از چند نفر، عصر لحظه‌ها و پیام‌ها، و هر چه می‌خواهیم کوچک کنیم یک کاف تصغیر به آخرش می‌افزاییم. داستانک، روایت مطلوب داستان‌خوان‌ها هم هست. دیگر نیازی به بسیار سفر باید تا پخته شود نیست. داستان کوتاه کوتاه با بریدن تمام شاخ و برگ‌های خود این روزها به سادگی و به سرعت در زندگی ما جای باز کرده است. هم زمان با سرعت ماشین، قطار، مترو، هواپیما و شتاب تلویزیون و اینترنت، انسان امروزی وقت فراقتش اندک است.

لحن نو
9786009000456
۱۳۸۸
۱۹۲ صفحه
۸۰۶ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
بهترین داستان‌های جهان 3 (قرن 19 و 20 دوران طلایی بخش دوم) مجموعه داستان
بهترین داستان‌های جهان 3 (قرن 19 و 20 دوران طلایی بخش دوم) مجموعه داستان در واقع حاصل کار غم‌انگیز و آرامبخش است. دست مستقل و مغرور که اعتقاد داشت برای خود شخصیتی دارد، ا ز هستی خودمختار برخوردار است و اداره خود را بر عهده دارد. به این نتیجه رسید که او تنها یک درونمایه ادبی است. مضمونی تخیلی که بارها سوژه قلم نویسندگان قرار گرفته است و من باید بگویم که دست با ...
تماس
تماس هدف داستان‌های برنده جایزه ا هنری، تقویت ژانر داستان کوتاه است. کتاب حاضر شامل 14 داستان از 20 داستان کوتاه مجموعه داستان‌های جایزه ادبی ا هنری 2008 است.
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
دیدار
دیدار مجموعه حاضر منتخبی است از 20 داستان کوتاه نویسندگان ترکیه. داستان‌ها از نویسندگان متعلق به دوره‌های مختلف ادبی ترکیه انتخاب شده‌اند تا خواننده علاقه‌مند با خواندن داستان‌ها شناخت نسبتا جامعی از داستان‌نویسی امروز ترکیه به دست آورد. وجه مشترک داستان‌ها، نگاه خاص نویسندگانشان به شرق و سنت‌های بکر و لزوم بازگشت به خویشتن است.
مارپیچ
مارپیچ من از طریق نویسندگی امرار معاش می‌کنم، اما آن روز می‌زده شده بودم و سردرد وحشتناکی داشتم و کل بعدازظهر کار نکرده بودم. قرار بود یک کار فوری انجام دهم، در واقع باید شرح نوشته‌هایی را برای کتاب آثار عکاسی هنرمندی می‌نوشتم که با او آشنایی داشتم. اما زق‌زق کردن مداوم سرم باعث شد به کلی نسبت به تصاویر او ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها