رمان ایرانی

شب و ستاره‌ها و سارا

شراره خانم می‌آید جلو. لباس مشکی تنگ کوتاهی پوشیده که از روی شانه‌هاش با دو بند باریک گره می‌خورد. پارچه لباسش از آن گران‌هاست. برق می‌زند. ساتن است. «چه عجب بفرمایین تو سالن!» من همان‌جا روی صندلی می‌نشینم و از او تشکر می‌کنم. کوهیار در لیوان شراره خانم یخ می‌ریزد. دست راست شراره خانم پر از النگوست. النگوهای نازک نقره‌ای. با همان دست پر از النگو می‌زند روی شانه کوهیار. «از زنت پذیرایی کن!» کوهیار به او لبخند می‌زند و با اخم و تخم به من می‌گویید «چای می‌خوری؟» طوری می‌گوید که از چای وحشت کنم. «چای نه. نوشابه خنک می‌خواهم. گرسنه هم هستم!»

نگاه
9789643515331
۱۳۸۹
۱۵۲ صفحه
۴۴۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ناهید کبیری
۹ رمان ناهید کبیری نویسنده ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است؛ با آثاری شناخته می‌شود که برای مخاطبان کم‌سن و خانواده‌های فارسی‌زبان منتشر شده‌اند. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. در ادبیات کودک، قصه باید هم فهم‌پذیر باشد و هم به خیال و عاطفه کودک مجال حرکت بدهد. کبیری در فضایی می‌نویسد که زبان ساده، موقعیت آشنا و پایان‌بندی روشن اهمیت زیادی دارد. چنین نویسندگانی ...
دیگر رمان‌های ناهید کبیری
با دمپایی‌های لنگه به لنگه
با دمپایی‌های لنگه به لنگه در ساعت 5 عصر با آن شکل و شمایل اتو زده از جلو چشم‌های حیرت زده زنش می‌گذرد و به طرف پارکینگ به راه می‌افتد. بوی ادکلنش بعد از 1000سال خانه را پر کرده و زنش را به عطسه انداخته است. سر راه 1 دسته رز زرد می‌خرد. گلی که می‌داند مرجان چقدر دوست دارد...
جمعه‌های بارانی
جمعه‌های بارانی
کشتی ماه عسل
کشتی ماه عسل
پرسه در خیابان‌های سرد
پرسه در خیابان‌های سرد امروز هم می‌توانست مثل هر یکشنبه‌ی دیگری باشد. سنگین و ابری...زنگ کلیسا ساعت به ساعت در فضا بپیچد، صبح در میان بوی قهوه و ملافه‌های به‌هم ریخته فرصت فکر کردن به «تو» را کش بدهد و نت‌های پراکنده‌ی «موتزارت» از فاصله‌ی نیمه باز پنجره تا حجم خاکستری ابرها بالا برود. ساعت را نگاه می‌کنم و با شمارش انگشت‌ها هشت ساعت و ...
مشاهده تمام رمان های ناهید کبیری
مجموعه‌ها