۹ رمان
ناهید کبیری نویسنده ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است؛ با آثاری شناخته میشود که برای مخاطبان کمسن و خانوادههای فارسیزبان منتشر شدهاند.
درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیقتر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند.
در ادبیات کودک، قصه باید هم فهمپذیر باشد و هم به خیال و عاطفه کودک مجال حرکت بدهد.
کبیری در فضایی مینویسد که زبان ساده، موقعیت آشنا و پایانبندی روشن اهمیت زیادی دارد.
چنین نویسندگانی ...
پیراهن آبی
مامور دیگر که کنار من نشسته بود دو عدد عکس از داخل جورابش بیرون آورد گرفت جلوی صورتم و گفت: ‹‹مجبور بودی این کارها را بکنی؟ کدام کاباره میرقصیدی؟››
گفتم: ‹‹خواهش میکنم پارهشان کن! این عکسها را در همین خانه خودم گرفتهام. پردهها را ببین!››
گفت: ‹‹چند تا از این لباسها داری؟›› گفتم: ‹‹سه تا، سبز و سفید و قرمز›› به سکه ...
کشتی ماه عسل
شب و ستارهها و سارا
شراره خانم میآید جلو. لباس مشکی تنگ کوتاهی پوشیده که از روی شانههاش با دو بند باریک گره میخورد. پارچه لباسش از آن گرانهاست. برق میزند. ساتن است. «چه عجب بفرمایین تو سالن!» من همانجا روی صندلی مینشینم و از او تشکر میکنم. کوهیار در لیوان شراره خانم یخ میریزد. دست راست شراره خانم پر از النگوست. النگوهای نازک نقرهای. ...
تیراندازی در باکهد
لهجهات خیلی آمریکایی بود. اگر لیلا اسمت را نگفته بود، باور نمیکردم ایرانی باشی. تاکسیدو پوشیده بودی با پاپیون مشکی و پیراهن سفید. گفتی: ”متوجه اسمتان نشدم حنا یا هنا؟“ گفتم ”هیچکدام. اسم من هنار است.“ اسمم را دو بار تکرار کردی بعد پرسیدی ”این اسم از کجا میآید؟“ شانههایم را بالا انداختم: ”حدس بزنید!“