رمان خارجی

دفترچه ممنوع

... می‌خواستم تنها باشم تا بتوانم چیز بنویسم ولی هر کس در یک خانواده بخواهد تنها باشد گناهکار است. می‌خواهم حقیقت را اعتراف کنم، بگویم از لحظه‌ای که گوئیدو از من تقاضا کرد با او به ونیز بروم تصمیم گرفتم دعوتش را قبول کنم. ولی هرگز جرات نکردم حتی در این دفترچه هم به آن اعتراف کنم، چون در این صورت باید قبول می‌کردم که با همه سعی و کوششی که بیست سال است برای فراموش کردن خود کرده‌ام موفق نشده‌ام. همه چیز موقعی شروع شد که این دفترچه براق و سیاه را که شباهت بچه زالو دارد در زیر پالتویم گذاشتم و به خانه آوردم در حقیقت...

بدیهه
9789646701182
۱۳۸۴
۳۵۲ صفحه
۱۰۷۷ مشاهده
۷ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آلبا د سس‌پدس
صفحه نویسنده آلبا د سس‌پدس
۱۱ رمان آلبا د سس‌پدس نویسنده کوبایی-ایتالیایی است که رمان‌هایش با زندگی زنان، فشارهای خانوادگی و میل به استقلال پیوندی جدی دارد. او در رم به دنیا آمد و در فضایی چندفرهنگی رشد کرد؛ همین زمینه باعث شد نگاهش به هویت، زبان و جایگاه زن از مرزهای محدود ملی فراتر برود. آثارش اغلب از زندگی روزمره شروع می‌شوند، اما به سرعت به لایه‌های پنهان رابطه، سکوت، سرکوب و انتخاب می‌رسند. در نثر د سس‌پدس، خانه و خانواده فقط فضای خصوصی نیستند؛ صحنه‌ای‌اند که قدرت، عشق، ...
دیگر رمان‌های آلبا د سس‌پدس
درخت تلخ
درخت تلخ «بار دیگر سرش را روی نازبالش گذاشت تا به خواب برود. ولی در زیر آن پلک‌های فروبسته، هم‌چنان بیدار بود. و شوهرش هم می‌دانست که او بیدار است. می‌دانست که دارد خواب خود را مرور می‌کند. آن‌طور که واقعا خواب دیده بود، نه آن‌طور که برای او تعریف کرده بود. آری، همسرش چشمان خود را بسته بود. انگار دری را ...
با عشقی بزرگ (کتاب ناتمام)
با عشقی بزرگ (کتاب ناتمام) آلبا د سس‌پدس طرح اولیه این کتاب را در سال 1939 با عنوان رمان کوبایی نوشت، ولی نوشتن آن را در دهه هفتاد آغاز کرد و عنوان آن را هم جزیره گذاشت. در سال 1977 در ملاقاتی با فیلد کاسترو در کوبا، از او سوال می‌کند که چطور توانسته در آن مدت کوتاه آن همه کارهای مفید برای کوبا بکند. ...
عروسک فرنگی
عروسک فرنگی جولیو بروجینی، مردی جا افتاده و مشاور موفق حقوقی، خواسته یا ناخواسته، از روی عشق یا هوس، شبانه‌‌روز به ایوانا می‌اندیشد. دختری نه زشت و نه زیبا، نه دوست‌داشتنی و نه نفرت‌انگیز، دختری که ساده است و نیست، معصوم است و نیست، دختری که به رغم روزمرگی درنیافتنی است. آن‌چه جولیو را در خود کشیده است اگرچه بنا به گفته‌هایش ...
عذاب وجدان
عذاب وجدان ... چند دقیقه پیش، همان صدای همیشگی. هر بار با شنیدن آن صدا، قلبم فرو می‌ریزد، درست مثل شبی که از جزیره برگشته بودیم و من داشتم از ترس می‌مردم که مبادا متوجه شوند که ماتئو، جلوی در ساختمان، در انتظار من است. با این حال وقتی تاکسی حرکت کرد، هراسان شده بودم. همان‌طور که ماتئو رفته رفته از من ...
مشاهده تمام رمان های آلبا د سس‌پدس
مجموعه‌ها