رمان خارجی

عذاب وجدان

(Rimorso)

... چند دقیقه پیش، همان صدای همیشگی. هر بار با شنیدن آن صدا، قلبم فرو می‌ریزد، درست مثل شبی که از جزیره برگشته بودیم و من داشتم از ترس می‌مردم که مبادا متوجه شوند که ماتئو، جلوی در ساختمان، در انتظار من است. با این حال وقتی تاکسی حرکت کرد، هراسان شده بودم. همان‌طور که ماتئو رفته رفته از من دور می‌شد، من نیز حس می‌کردم که در صحبت کردن با گولیلمو نباید شتابی نشان دهم (و با وجود این‌که داشتم از آن‌چه تو آن را ‹‹تقصیر من›› می‌نامی، رنج می‌‌بردم) حس می‌کردم که بار دیگر آن عذاب وجدان نامعلوم و همیشگی دارد در قلبم جای می‌گیرد... ... من داشتم فکر می‌کردم که دیگر هرگز سعادتمند نخواهم شد. و یک روز، مرگ من نیز فرا خواهد رسید. به نظرم سانتا ترزا هم همین را می‌‌گفته است: تا دو ساعت دیگر، نه؟ بگذریم. به هر حال ماجرای ما دارد به انتها می‌رسد. ماتئو اغلب، با نگرانی خاطر به من خیره می‌ماند. دستش را به پیشانی من می‌کشد و زمزمه‌کنان می‌گوید: ‹‹حتی عشق من نیز موفق نخواهد شد از تو دفاع بکند، نه، هیچ‌کس قادر نیست که آن لحظه، لحظه مرگ را به عقب بیندازد.››... ‏‏ْْْ‎ًٌٍَُِِ [از متن کتاب] ‍‍‍

ققنوس
9789643112622
۱۳۸۹
۵۰۴ صفحه
۱۲۱۸ مشاهده
۰ نقل قول
آلبا د سس‌پدس
صفحه نویسنده آلبا د سس‌پدس
۱۱ رمان آلبا د سس‌پدس نویسنده کوبایی-ایتالیایی است که رمان‌هایش با زندگی زنان، فشارهای خانوادگی و میل به استقلال پیوندی جدی دارد. او در رم به دنیا آمد و در فضایی چندفرهنگی رشد کرد؛ همین زمینه باعث شد نگاهش به هویت، زبان و جایگاه زن از مرزهای محدود ملی فراتر برود. آثارش اغلب از زندگی روزمره شروع می‌شوند، اما به سرعت به لایه‌های پنهان رابطه، سکوت، سرکوب و انتخاب می‌رسند. در نثر د سس‌پدس، خانه و خانواده فقط فضای خصوصی نیستند؛ صحنه‌ای‌اند که قدرت، عشق، ...
دیگر رمان‌های آلبا د سس‌پدس
دفترچه ممنوع
دفترچه ممنوع خیلی بد کاری کردم که این دفترچه را خریدم، اما حالا دیگر خیلی دیر شده که افسوس بخورم، دیگر کاری است که شده. حتی نمی‌دانم چه چیزی مرا وادار کرد که آن را بخرم، چون هرگر تصمیم نگرفته بودم که برای خودم یادداشت محرمانه‌ای داشته باشم و چون باید این نوع دفترچه‌ها را در جایی نگه داشت که کسی نفهمد، ...
تازه عروس
تازه عروس
از طرف او
از طرف او او را صدا می‌کردم: ((فرانچسکو))، ولی او حرکتی نمی‌کرد. باز صدایش می‌کردم: ((فرانچسکو...)) به فکر می‌افتادم که شاید در زندان کر شده باشد، و دیگر صدایم تا ابد به گوش او نرسد.
با عشقی بزرگ (کتاب ناتمام)
با عشقی بزرگ (کتاب ناتمام) آلبا د سس‌پدس طرح اولیه این کتاب را در سال 1939 با عنوان رمان کوبایی نوشت، ولی نوشتن آن را در دهه هفتاد آغاز کرد و عنوان آن را هم جزیره گذاشت. در سال 1977 در ملاقاتی با فیلد کاسترو در کوبا، از او سوال می‌کند که چطور توانسته در آن مدت کوتاه آن همه کارهای مفید برای کوبا بکند. ...
مشاهده تمام رمان های آلبا د سس‌پدس
مجموعه‌ها