رمان خارجی

با عشقی بزرگ (کتاب ناتمام)

(Con grand amore)

آلبا د سس‌پدس طرح اولیه این کتاب را در سال 1939 با عنوان رمان کوبایی نوشت، ولی نوشتن آن را در دهه هفتاد آغاز کرد و عنوان آن را هم جزیره گذاشت. در سال 1977 در ملاقاتی با فیلد کاسترو در کوبا، از او سوال می‌کند که چطور توانسته در آن مدت کوتاه آن همه کارهای مفید برای کوبا بکند. کاسترو هم در جوابش می‌گوید:«با عشقی بزرگ.» آلبا نیز از آن جمله الهام می‌گیرد و عنوان قطعی کتاب خود را با عشقی بزرگ می‌گذارد. با عشقی بزرگ متاسفانه به دلیل مرگ نابهنگام نویسنده نیمه‌تمام می‌ماند.

ققنوس
9789643119775
۱۳۹۱
۱۱۲ صفحه
۷۶۳ مشاهده
۰ نقل قول
آلبا د سس‌پدس
صفحه نویسنده آلبا د سس‌پدس
۱۱ رمان آلبا د سس‌پدس نویسنده کوبایی-ایتالیایی است که رمان‌هایش با زندگی زنان، فشارهای خانوادگی و میل به استقلال پیوندی جدی دارد. او در رم به دنیا آمد و در فضایی چندفرهنگی رشد کرد؛ همین زمینه باعث شد نگاهش به هویت، زبان و جایگاه زن از مرزهای محدود ملی فراتر برود. آثارش اغلب از زندگی روزمره شروع می‌شوند، اما به سرعت به لایه‌های پنهان رابطه، سکوت، سرکوب و انتخاب می‌رسند. در نثر د سس‌پدس، خانه و خانواده فقط فضای خصوصی نیستند؛ صحنه‌ای‌اند که قدرت، عشق، ...
دیگر رمان‌های آلبا د سس‌پدس
تازه عروس
تازه عروس
درخت تلخ
درخت تلخ «بار دیگر سرش را روی نازبالش گذاشت تا به خواب برود. ولی در زیر آن پلک‌های فروبسته، هم‌چنان بیدار بود. و شوهرش هم می‌دانست که او بیدار است. می‌دانست که دارد خواب خود را مرور می‌کند. آن‌طور که واقعا خواب دیده بود، نه آن‌طور که برای او تعریف کرده بود. آری، همسرش چشمان خود را بسته بود. انگار دری را ...
دفترچه ممنوع
دفترچه ممنوع ... می‌خواستم تنها باشم تا بتوانم چیز بنویسم ولی هر کس در یک خانواده بخواهد تنها باشد گناهکار است. می‌خواهم حقیقت را اعتراف کنم، بگویم از لحظه‌ای که گوئیدو از من تقاضا کرد با او به ونیز بروم تصمیم گرفتم دعوتش را قبول کنم. ولی هرگز جرات نکردم حتی در این دفترچه هم به آن اعتراف کنم، چون در ...
دیر یا زود
دیر یا زود آلبادسس پدس در 1911 در رم به دنیا آمد. نویسندگی را در سال 1934 با انتشار مقالاتی شروع کرد. در 1935 به زندان افتاد و تا آزادی رم در سال 1944 در زندان بود. اولین مجموعه داستان‌های او به نام کنسرت در 1937 منتشر شد. کتاب هیچ کس به گذشته برنمی‌گردد و فرار هر دو توسط فاشیست‌ها توقیف شد. در سال ...
عذاب وجدان
عذاب وجدان ... چند دقیقه پیش، همان صدای همیشگی. هر بار با شنیدن آن صدا، قلبم فرو می‌ریزد، درست مثل شبی که از جزیره برگشته بودیم و من داشتم از ترس می‌مردم که مبادا متوجه شوند که ماتئو، جلوی در ساختمان، در انتظار من است. با این حال وقتی تاکسی حرکت کرد، هراسان شده بودم. همان‌طور که ماتئو رفته رفته از من ...
مشاهده تمام رمان های آلبا د سس‌پدس
مجموعه‌ها