رمان ایرانی

سالاری‌ها

اول از همه آقا موچول را به دار کشیدند. نوبت به بابا رسید. وقتی طناب را از دور کتها و کمر او باز کردند، به زمین پهن شد. نایب نگذاشت او را به دار بکشند. نفر بعدی جاهل مرد سر برهنه‌ای بود که به ظاهر عمامه سبزش از سرش ربوده بودند. شال سبزش هنوز به کمرش بود. کسی از میان جمعیت فریاد کشید:«شمشیر شمر در خانه سالار است. دارند با آن سر اولاد پیغمبر را می‌برند.» مردم فریاد زدند:«یا امام حسین!»

نگاه
9789643513597
۱۳۸۸
۱۷۸ صفحه
۸۹۳ مشاهده
۰ نقل قول
بزرگ علوی
صفحه نویسنده بزرگ علوی
۱۳ رمان بزرگ علوی، نویسنده و روشنفکر ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به عشق، سیاست، روشنفکری، تبعید و جامعه ایران نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های بزرگ علوی
موریانه
موریانه من یک ساواکی هستم. از اینکه چنین شغلی را اختیار کرده بودم نه شرمنده‌ام نه مغرور. این هم کاری است مانند کارهای دیگر. مگر کارمندان وزارت دارایی همه دزدند و یا کسانی که در دادگاه‌ها دسته دسته مردم را با گناه یا بی‌گناه به زندان می‌فرستند یا به پای دار، همه‌شان آدم‌کشند؟ تنها در یک اداره دولتی کار کردن جرم ...
میرزا
میرزا خازن می‌آمد و می‌گفت: ـ قهرمان بازی را بگذار کنار. پدرت را در می‌آورند. اینجا جایی است که ایمان فلک رفته به باد. با وجودی که ماه‌ها در حجره‌ام تمرین می‌کردم که از دشنام و تحقیر و ضرب و شتم خم به ابرو نیاورم، روزی تاب نیاوردم. تف به صورت او انداختم. به او گفتم: ـ بی‌ناموس! این اسمی بود که فتنه به او ...
چشم‌هایش
چشم‌هایش برای فرنگیس عشق استاد ماکان باورکردنی نیست. اینکه او چگونه این همه سال تحمل کرده و ناگهان تصمیم گرفته احساس خفته‌اش را در نقاشی چهره فرنگیس بیان کند تابلویی که راز زندگی این استاد چیره‌دست را به همراه دارد و حالا بعد از مرگ استاد این راز بر دل فرنگیس سنگینی می‌کند. . .
گذشت زمانه
گذشت زمانه
مشاهده تمام رمان های بزرگ علوی
مجموعه‌ها