رمان ایرانی

از قلعه تا سرحد

چکاوک روی نزدیکترین شاخه گردو نشسته بود. هویی زد. آقا دستی تکان داد. پرنده نپرید. پرسیدم:چکاوک است؟ آقا گفت: چه می‌دانم چکاوک دوباره هویی زد، یقین کردم چکاوک است که می‌گفتند فال بد می‌زند. گفتم اگر چکاوک نیست ، پس چه مرغیست؟ چه می‌دانم، حوصله داری پسر؟ آقا روزنامه می‌خواند، چکاوک هو می‌زد،من گرسنه بودم، باغ داغ بود. صدای موتور آمد، جیپ بود ، ایستاد.

نگاه
9789643516116
۱۳۹۱
۲۸۸ صفحه
۶۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۶ رمان جواد مجابی شاعر، نویسنده، طنزپرداز، منتقد هنری و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در قزوین به دنیا آمد و از چهره‌هایی است که هم در ادبیات و هم در نقد هنرهای تجسمی حضوری جدی داشته است. مجابی نویسنده‌ای چندشاخه است؛ شعر نوشته، رمان و داستان منتشر کرده، طنز اجتماعی کار کرده و درباره نقاشی و هنر معاصر ایران نوشته است. این گستردگی باعث می‌شود او را نتوان فقط در یک قالب محدود کرد. در آثار داستانی و طنز او، نگاه انتقادی به جامعه ...
دیگر رمان‌های جواد مجابی
تاریخ طنز ادبی ایران 2 (2جلدی)
تاریخ طنز ادبی ایران 2 (2جلدی) در برابر این پرسش که آیا ما مردم شوخ‌طبعی هستیم، پاسخ بی‌شک آری است. نمونه‌های باقی‌مانده از دو هزار و پانصد سال پیش به این طرف نشان می‌دهد ما نیز مانند بسیاری از فرهنگ‌های جهان شوخی‌های مختص به خود را داشته‌ایم. نوع شوخی و هدف ساختن و رواج شوخی‌ها و پذیرش آن می‌تواند از فرهنگی تا فرهنگ دیگر، در هر ...
سال‌های شاعرانه
سال‌های شاعرانه
تاریخ طنز ادبی ایران 1 (2 جلدی)
تاریخ طنز ادبی ایران 1 (2 جلدی) در برابر این پرسش که آیا ما مردم شوخ‌طبعی هستیم، پاسخ بی‌شک آری است. نمونه‌های باقی‌مانده از دو هزار و پانصد سال پیش به این طرف نشان می‌دهد ما نیز مانند بسیاری از فرهنگ‌های جهان شوخی‌های مختص به خود را داشته‌ایم. نوع شوخی و هدف ساختن و رواج شوخی‌ها و پذیرش آن می‌تواند از فرهنگی تا فرهنگ دیگر، در هر ...
روایت عور
روایت عور
روز جشن کلمات (شعر معاصر)
روز جشن کلمات (شعر معاصر) بی‌فایدست با تو سخن گفتن. از درختی که ندیده‌ایم من و تو. رویان از الفبا و اعداد. خیال، نمی‌شود برای کسی آب و نان.
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها