رمان ایرانی

بنفشه‌های سراشیب

سحر شده است، از شبگردی برمی‌گردم. راهم شمالی است، از «ارنبویه» می‌گذرم، باد «آذرین» گزنده و پرسوز می‌وزد، نیم‌رخ یخ‌زده‌ام را برش می‌دهد. به آسمان نگاه می‌کنم باد سقف سیاه و چرب بالای سر را نخ‌نما کرده است. آذرین از شمال‌شرقی می‌وزد، شهر را، درخت‌هایش را، پنجره‌ها، آنتن‌ها، سیم‌ها و بادگیرهایش را کج می‌کند، مردم، گیاه و چارپا را خم می‌سازد، هر چه را به سوی گریزگاهش، غرب می‌تاباند.

به نگار
9786006835662
۱۳۹۴
۵۳۶ صفحه
۲۴۱ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۶ رمان جواد مجابی شاعر، نویسنده، طنزپرداز، منتقد هنری و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در قزوین به دنیا آمد و از چهره‌هایی است که هم در ادبیات و هم در نقد هنرهای تجسمی حضوری جدی داشته است. مجابی نویسنده‌ای چندشاخه است؛ شعر نوشته، رمان و داستان منتشر کرده، طنز اجتماعی کار کرده و درباره نقاشی و هنر معاصر ایران نوشته است. این گستردگی باعث می‌شود او را نتوان فقط در یک قالب محدود کرد. در آثار داستانی و طنز او، نگاه انتقادی به جامعه ...
دیگر رمان‌های جواد مجابی
شعر بلند تامل
شعر بلند تامل
نیشخند ایرانی (گزینه داستان‌ها و یادداشت‌های طنزآمیز و طرح‌های هجایی کاتب) مجموعه داستان
نیشخند ایرانی (گزینه داستان‌ها و یادداشت‌های طنزآمیز و طرح‌های هجایی کاتب) مجموعه داستان این کتاب شامل گزینه‌ای از چهار کتاب شامل یادداشت‌های آدم پرمدعا، آقای ذوزنقه، یادداشت‌های بدون تاریخ شب نگاره‌ها می‌باشد. این کتاب یادآور روزها و سالهایی است که در آن مردم و وطن را عاشقانه نگریسته و مومنانه تصویر کرده‌ام. به تو تقدیم می‌کنم که آن روزها هنوز یه دنیا نیامده بودی، حالا که مخاطب من شده‌ای حرف‌های دیگری هم با ...
باغ گمشده
باغ گمشده شب سرد مهرگانی نه فقط شبی از فصلی سد، که شب و روز دنیایی به سردی گراییده است. باغ اجدادی فرو می‌ریزد. احساس از دست رفتن و فنا شدن قربانیان را بر آن می‌دارد تا دگر باره بسازندش، اما خیانت، نفرین و عفریت مرگ تقدیری دیگر را مقدر کرده‌اند. تصویرها جان می‌گیرند و شرق با تمامی هیبت خود نفس می‌کشد تا دگر ...
عین حب نبات
عین حب نبات پیش از اختراع تلویزیون ما این‌قدر در محاصره جنازه‌های جهانی و اجساد تاریخی نبوده‌ایم. شاید آزار طلبی عمومی، ما را صاحب رسانه‌ای کرده، که صبحانه‌مان را ضمن درگیری با جنگ و زلزله و سیل کوفت‌ می‌کنیم، ناهار را در هجوم توطئه‌های کثیف جهانخوران و دسائس جنایتکاران ناشناخته می‌لمبانیم و شام را صرف می‌کنیم طوری که تا زانو در خون کودکان ...
آقای ذوزنقه
آقای ذوزنقه حسن در پایتخت زندگی می‌کند؛ اول پای دیوار می‌خوابید؛ بعد روی چرخ ‌دستی می‌خوابید؛ بعد توی دکان؛ بعد ازدواج کرد و در اتاق خوابید؛ اما تا فرصت پیدا می‌کند جایش را در هوای آزاد می‌اندازد. وقتی حسن قصه زندگیش را می‌گوید، بچه‌ها می‌گویند ما هم می‌خواهیم پای دیوار بخوابیم. مادرشان نان و چای آن‌ها را می‌دهد و می‌خواباندشان. زن عصبانی ...
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها