۲۶ رمان
جواد مجابی شاعر، نویسنده، طنزپرداز، منتقد هنری و روزنامهنگار ایرانی است. او در قزوین به دنیا آمد و از چهرههایی است که هم در ادبیات و هم در نقد هنرهای تجسمی حضوری جدی داشته است.
مجابی نویسندهای چندشاخه است؛ شعر نوشته، رمان و داستان منتشر کرده، طنز اجتماعی کار کرده و درباره نقاشی و هنر معاصر ایران نوشته است. این گستردگی باعث میشود او را نتوان فقط در یک قالب محدود کرد.
در آثار داستانی و طنز او، نگاه انتقادی به جامعه ...
بنفشههای سراشیب
سحر شده است، از شبگردی برمیگردم. راهم شمالی است، از «ارنبویه» میگذرم، باد «آذرین» گزنده و پرسوز میوزد، نیمرخ یخزدهام را برش میدهد. به آسمان نگاه میکنم باد سقف سیاه و چرب بالای سر را نخنما کرده است. آذرین از شمالشرقی میوزد، شهر را، درختهایش را، پنجرهها، آنتنها، سیمها و بادگیرهایش را کج میکند، مردم، گیاه و چارپا را خم ...
گفتن در عین نگفتن
گاهی نیمشب، به رسم دیرین، میروم توی باغ. سن و سال قدم زدن در تاریکی برام خطرناک است، اما این تاریکی از ظلمتی رعبانگیز که بر رویای هر شبهام فرو میافتد سیاهتر نیست. راه میروم و جایی در راه حس میکنم مادرم دنبالم میآید، نگران. صدای پایی نمیشنوم، اما دلم میگوید پیجوی من و مواظب من است.
هیچ قت برنگشتهام تا ...
یادداشتهای بدون تاریخ
این روحیه، که به علت بیایمانی و بیاخلاقی، دامنگیر گروهی شده، سخت خطرناک است. چون طاعون کشنده است: به خود اندیشیدن و جمع را نادیده گرفتن و به وقت معرکه جان و مال را نجات دادن و دیگران را در تاریکی جهل و مصیبت رها کردن و له کردن، آری این بلیه چون طاعون کشنده است.
عین حب نبات
پیش از اختراع تلویزیون ما اینقدر در محاصره جنازههای جهانی و اجساد تاریخی نبودهایم. شاید آزار طلبی عمومی، ما را صاحب رسانهای کرده، که صبحانهمان را ضمن درگیری با جنگ و زلزله و سیل کوفت میکنیم، ناهار را در هجوم توطئههای کثیف جهانخوران و دسائس جنایتکاران ناشناخته میلمبانیم و شام را صرف میکنیم طوری که تا زانو در خون کودکان ...
در این تیمارخانه
نویسنده در این رمان از شیوه کلاژ یا تکهچسبانی بهره برده است. به این معنا که در متن روایت رمان، که نویسنده به انفجار خانواده سنتی در دنیای مدرن می پردازد، تکههایی از متنهای معتبر تاریخی، عرفانی و ادبی ایران جابهجا نقل شده است. درواقع هر جا که متناسب بوده که مطلبی از دیدگاه تاریخی مطرح شود عین آن واقعه ...