یک هفته بود باران میبارید. عروس در کنار آینه نشسته بود. در آینه نگاه میکرد. در انتظار داماد بود. روز جمعه عروسی عروس و داماد بود. بیرون از خانه عروس باران میبارید.
۳۱ رمان
احمدرضا احمدی، شاعر و نویسنده ایرانی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در کرمان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با شعر نو، ادبیات کودک و زبانی ساده اما تصویری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با مجموعه شعرها و کتابهای ...
نمایشنامههای شاعر 1 (فرودگاه پرواز 707 ما از گذشته آمدهایم اتاقها) نمایشنامه
فرشتهای در بیمارستان از پنجره به اتاقم آمد به من گفت پس از انفجار بمبهای اتمی روی زمین فقط شاعران میمانند. سه گل شمعدانی میماند به رنگهای سفید، صورتی، قرمز. خوشهای انگور. یک شاخه گل سرخ. یک خوشه گندم. یک اسب سفید. دو جفت کفش تابستانی و زمستانی. یک کتاب نت از آثار شوپن، چایکوفسکی، بتهوون، موتزارت. عکسهایی از کودکانی ...
پسرک دریا را نگاه کرد و گفت
در یک صبح مهآلود که دریا طوفانی بود پسرکی با چشمان آبی به رنگ دریا از دریا روئید. کبوتران سفید از نگاه پسرک آبی رنگ شدند. کنار دریا ماهیگیران به دریا خیره بودند که طوفان تمام شود تا برای ماهیگیری به دریا بروند. دریا که آرام شد ماهیگیران به دریاه خیره بودند و نمیتوانستند باور کنند پسرکی از دریا روئیده ...
پسرک دریا را نگاه کرد و گفت
در یک صبح مهآلود که دریا طوفانی بود پسرکی با چشمان آبی به رنگ دریا از دریا روئید. کبوتران سفید از نگاه پسرک آبی رنگ شدند. کنار دریا ماهیگیران به دریا خیره بودند که طوفان تمام شود تا برای ماهیگیری به دریا بروند. دریا که آرام شد ماهیگیران به دریاه خیره بودند و نمیتوانستند باور کنند پسرکی از دریا روئیده ...
در همه جهان ناگهان چراغها روشن شدند
کودکان جهان ناگهان از نسیم صبحگاهی بیدار شدند به میدانها آمدند.
جهان در رنگ بنفش غرق شد، جهان بنفش شد.