یک هفته بود باران میبارید. عروس در کنار آینه نشسته بود. در آینه نگاه میکرد. در انتظار داماد بود. روز جمعه عروسی عروس و داماد بود. بیرون از خانه عروس باران میبارید.
۳۲ رمان
احمدرضا احمدی، شاعر و نویسنده ایرانی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در کرمان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با شعر نو، ادبیات کودک و زبانی ساده اما تصویری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با مجموعه شعرها و کتابهای ...
دیگر باران نمیبارید
ناگهان در روز جمعه،
بارانی آبیرنگ بر شهر بارید.
ناگهان در روز جمعه،
بارانی صورتیرنگ بر شهر بارید.
ناگهان در روز جمعه،
بارانی زرد رنگ بر شهر بارید.
نمایشنامههای شاعر 4 (نیمکت آبیرنگ در انتهای دریا و ضیافتی مجلل) نمایشنامه
میان من و این بادهای مانده در برگها و سرنوشت روزهای گرما تفاوتی نیست. برگها از درختان میریزند. سرنوشت من تا پایان این ساعت به تاخیر است. پس چرا من باید به خانه بازگردم، پردهها را بکشم و ساعت خفتن ماهیان را در آب و ساعت سقوط هواپیما را در گندمزار بهخاطر بسپارم. هیچ و همه از خانه دور است. ...
ماهی قرمز ماهی طلایی
کتاب مصور حاضر، داستانی از حیوانات است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ج) نگاشته شده است. در این داستان صیادان دریای بزرگ، تنها ماهی طلاییرنگ این دریا را به تور انداختند و خوشحال بودند که سرانجام توانستند گرانترین ماهی دریای بزرگ را صید کنند. ماهی قرمزی که با ماهی طلایی زندگی میکرد، تنها ماند. او به ...