۳۱ رمان
احمدرضا احمدی، شاعر و نویسنده ایرانی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در کرمان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با شعر نو، ادبیات کودک و زبانی ساده اما تصویری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با مجموعه شعرها و کتابهای ...
پسرک و 12 ماه سال
پسرک خورشید خرید. به خانه بازگشت. مادرش خورشید را به گردن اسب سفیدی که در حیاط خانه بود انداخت. خانه از نور خورشید روشن شد.
نمایشنامه شاعر (2)
در این مجموعه میخوانید:
فرودگاه
پرواز 707
ما از گذشته آمدهایم
اتاقها
سایهها
سردخانه
خواب
انبارها
پیلهها
ماهتاب دریایی
تولد اول، تولد دوم
نیمکت آبیرنگ، در انتهای دریا
ضیافتی مجلل
در باران از سفر آمد
پسرک پنجره را رو به کوچه باز کرد و گفت: مادر بیا نگاه کن، دریا با کشتیها پشت پنجره ما آمده است. نقاشان از کشتی پیاده شدهاند. دارند دیوارها و در خانهها را رنگ آبی میزنند. دیشب یک بادکنک آبیرنگ را در باد رها کردم.
مادر سکوت کرد و پسرک را نگاه کرد.
در باغ بزرگ باران میبارید
در 1 پرانتز به دنیا آمدم
شاعری که طی سالها دوست ما شده بود و هر روز شعر مینوشت. در هنگام بیماری به دیدار ما میآمد. برای ماه گل سرخ و دارو میآورد. وقتی شنیدیم سکته کرده است به بیمارستان رفتیم. من و نقطه، دو نقطه، ویرگول سوار آساتنسور شدیم. در آسانسور مردم ما را با وحشت نگاه میکردند...