مجموعه داستان خارجی

بهترین داستان‌های جهان 2 (قرن 19و 20 دوران طلایی) مجموعه داستان

در اواخر قرن نوزدهم داستان کوتاه به صورت نوع ادبی مهمی درآمد و بخش با اهمیت صدها مجله‌ای شمرده می‌شد که در اروپا و آمریکای شمالی انتشار می‌یافت. این مجله‌ها منحصرا به چاپ داستان کوتاه و سریال‌های رمانتیک‌گونه و غیرواقعی که همه انباشته از ماجراجویی، شور و هیجان وصف‌ناپذیر، زنان زیبا و مردان آرمانی بود، می‌پرداختند...

9786009290420
۱۳۹۱
۶۰۸ صفحه
۸۰۸ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
1 شب پاییزی (بهترین داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ روس)
1 شب پاییزی (بهترین داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ روس) در اداره‌ای به نام...نه! بهتر است به نام اداره اشاره‌ای نکنیم، چرا که حساس‌ترین و بحث برانگیزترین مسائل جهان، همین موضوعات مربوط به اداره، هنگ، دادگاه عدالت، و در یک کلام، تمام شاخه‌های خدمات عمومی است. امروزه هر شخصی فکر می‌کند که در جامعه به شخصیت او توهین شده است. برای مثال نقل کرده‌اند که اخیرا، شکایتی از رئیس پلیس ...
صدایی از دیوار
صدایی از دیوار بچه که مرد، مادرم خرد شد، نه یک دفعه، بلکه تکه به تکه، مثل بشقاب‌هایی که یکی پس از دیگری از قفسه سقوط می‌کنند و خرد می‌شوند. هرگز نفهمیدم چه موقع اتفاق می‌افتد، به این ترتیب تمام مدت، در حالت انتظار، عصبی و بی‌قرار بودم. پدرم به شیوه متفاوتی خرد می‌شد. او سعی می‌کرد اوضاع را رو به راه کند. ...
زمان طاووس
زمان طاووس بیرون که رفتند، مگ از سر تنفر فریاد فروخورده‌ای کشید؛ تمام کرم‌های خاکی حیاط روی پله خزیده و همان‌جا مرده بودند. محوطه چمن‌کاری حالا صرفا حالت اسفنجی نداشت، بلکه خیس آب بود و مثل باتلاقی لجن گرفته به نظر می‌رسید.
روی پاشنه‌های بلند (داستان‌های عاشقانه از زنان جهان)
روی پاشنه‌های بلند (داستان‌های عاشقانه از زنان جهان) این کتاب شامل داستان‌هایی از زنان جهان است. کاترین منسفیلد، پنه‌لوپ مورتیمر، مری شلی، مارگارت آت‌وو، ویرجینیا ولف و ...، همگی زنانی قصه‌نویس و قصه‌نویسانی برجسته‌اند. زنانی که می‌دانند چه بگویند و چگونه بگویند. این مجموعه دریچه‌ای به خلوت زنان قصه‌گوی جهان است، زنانی که از ترس، حسرت، آرزو، مرگ و رویاهای بربادرفتة خود می‌گویند و زنانی که هنوز امیدوارند.
خانه رو‌به‌رویی
خانه رو‌به‌رویی جوکی وقتی از پنجره‌اش بیرون را نگاه کرد، لرزه به تنش افتاد. خانه رو‌به‌رویی آن طرف خیابان را زن بی‌حیایی گرفته بود. پاسی از شب گذشته، مردها می‌آمدند و در خانه را می‌زدند، اگر جشن و تعطیلات بود، بعدازظهرها هم پیداشان می‌شد. گاهی روی ایوان خانه‌‌اش لم می‌دادند، سیگار می‌کشیدند، توتون می‌جویدند و توی گنداب‌ رو تف می‌انداختند. هر فسق ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها