رمان ایرانی

شیرین برای فرهاد

دوباره نگاهش درهم گره خورد. باز هم همان احساس نزدیک شدن، احساس یکی شدن، حس می‌کرد آن شب طور دیگری او را دوست می‌دارد. احساس می‌کرد نیرویی که او را همیشه به سوی فرهاد می‌کشاند تنها دیگر رنگ دوستی ندارد. گویی... ‹‹عشق در وجودش متولد شد››

شالان
9786006169156
۱۳۹۱
۵۸۴ صفحه
۱۲۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده پروانه شفاعی
۹ رمان پروانه شفاعی نویسنده ایرانی است و نام او در میان آثار منتشرشده برای خوانندگان فارسی دیده می‌شود. اطلاعات عمومی قابل اتکا درباره جزئیات زندگی شخصی او محدود است؛ پس پروفایل از تاریخ‌سازی پرهیز کرده است. در معرفی او، تمرکز بر حضور ادبی و رابطه با مخاطب دقیق‌تر از تکیه بر داده‌های نامطمئن زندگی‌نامه‌ای است. آثار نویسندگان این حوزه بخشی از تنوع ادبیات فارسی را می‌سازند؛ تنوعی که همیشه در مرکز توجه رسانه‌ای قرار نمی‌گیرد. کتاب، اگر خواننده خود را پیدا کند، نیاز چندانی به ...
دیگر رمان‌های پروانه شفاعی
لاله رخان
لاله رخان در رمان "لاله ‌رخان" به قلم "پروانه شفاعی" داستان آلا، یک دختر ایرانی را می‌خوانیم که در ازبکستان بزرگ شده است. مادربزرگ مادری‌ آلا از پسردایی او که سجاد نام دارد، می‌خواهد که آلا و مادرش را به ایران بازگرداند. این درحالی است که آنها سالها پیش از ایران رانده شدند و حالا مادربزرگ می‌خواهد برای آخرین بار قبل از ...
شکارچی پروانه‌ها
شکارچی پروانه‌ها وقتی در نگاه دیگران تقصیر کار هستی وقتی همه چیز ناخواسته درهم می‌ریزد دیگر هیچ چیز، حتی کندن و رفتن به ‌کار آدمی نمی‌آید، چون با رفتن، خاطره‌ها را نمی‌شود جا گذاشت و تا همیشه با تو همراه خواهند بود. وقتی احساس می‌کنی مدیون کسی هستی برای تمام سال‌های کودکی تا اکنون آن‌گاه انتخاب راه و تصمیم درست سخت‌تر از ...
شوالیه عاشق
شوالیه عاشق بی قراری درونشان سکوت نیمه‌شب را هراس‌انگیز کرده بود. نیمه‌شبی که قرار بود در لحظات تاریکش سرنوشت 2 انسان با یک سکه رقم بخورد. نهال سکه را نشان مارال داد و گفت: من شیر، تو خط، حتی با گفتن کلمه «من» ارتعاش صدایش به وضوح شنیده می‌شد. حاضری؟ مارال با نفسی به شماره افتاده آرام سرش را تکان داد. و ...
عروس مه
عروس مه یاس دوباره برگشت و نگاهش را به امیرسام انداخت. درست بینشان ایستاده بود. چندباری نگاهش بین آن دو رد و بدل شد و با چشمانی اشک‌بار به هر دو خیره شده بود. نگاه امیرسام پر از کینه و نگاه مهدیار پر از انتظار! تا این‌که با صدای مهدیار به خود آمد: بیا این‌جا عزیزم!
ناگفته‌های عشق
ناگفته‌های عشق در دلم غوغایی به پا بود. دلم می‌خواست این لحظات ساعت‌ها طول بکشد و من هم‌چنان میان کلمات عاشقانه‌اش غرق شوم، لحظاتی که همیشه حسرتش را می‌خوردم. کلمات عاشقانه‌ای که همیشه به خاطر غرور نابه جایش بر پرده دلش ماند. آن‌قدر ماند تا باعث جدایی و فاصله شد. دوست داشتم در این ثانیه‌های پرتلاطم عاشقی پرده از اسرار دلش بر ...
مشاهده تمام رمان های پروانه شفاعی
مجموعه‌ها