رمان ایرانی

با صدای آرام مادر، که طنین سال‌های خستگی است، نام خود را می‌شنوم. از پله به زیر می‌آیم و چشمم بر توده اثاث پیچیده ثابت می‌ماند. اثاث در کارتن‌های جداگانه برای حمل آماده هستند. صدا در اتاقی خالی می‌پیچد، همه چیز برای رفتن و نقل مکان آماده است. تا دقایقی دیگر باید از این خانه برویم. خانه‌ای که خاطرات کودکی‌ام را در خود نهان دارد. با افسوس به این منظره نگاه می‌کنم و می گویم (کجا رفتند آن روزهای خوب، روزهای سادگی و یک رنگی؟ کجا رفتند آن لبخندهای صمیمی و آن شیطنت‌های کودکانه؟ آیا پس ار من دختری شبها بر روی این بام بیدار، نشسته ستاره‌ها را شماره خواهد کرد؟ آیا پس از من دختری برای کبوتر پیری که به انتظار دانه هر روز روی آنتن می‌نشیند دانه خواهد ریخت؟ آیا پس از من کسی برای گربه علیل همسایه دلسوزی خواهد کرد؟) اشکی بر گونه‌هایم می‌غلتید، پروای نهان شدن نداشت.

پگاه
9789646503274
۱۳۹۱
۴۵۶ صفحه
۲۷۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
فهیمه رحیمی
صفحه نویسنده فهیمه رحیمی
۲۹ رمان فهیمه رحیمی، رمان‌نویس ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در تهران به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن رمان‌های عامه‌پسند و پرمخاطب پس از انقلاب شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «بازگشت به خوشبختی»، «پنجره»، «ماندانا» و رمان‌های ...
دیگر رمان‌های فهیمه رحیمی
خلوت شب‌های تنهایی
خلوت شب‌های تنهایی
همیشه با تو
همیشه با تو با تو بوده‌ام همیشه و در همه جا با تو نفس کشیده‌ام، با چشمان تو دیده‌ام مرا از تو گریزی نیست چنان که جسم را از روح و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب تو دلیل حیات من بوده و هستی و چنان با این دلیل زیسته‌ام که باور کرده‌ام علت بودن من، تو هستی پاسخ من به پایان و آغاز زندگی این است: «همیشه با تو»
زخم‌خوردگان تقدیر
زخم‌خوردگان تقدیر
روزهای سرد برفی
روزهای سرد برفی
آریانا
آریانا
مشاهده تمام رمان های فهیمه رحیمی
مجموعه‌ها