رمان خارجی

اسب‌های خال‌دار

(Spotied horses)

کمی قبل از غروب مردهایی که دم ایوان دکان لمیده بودند چشمشان به گاری رو بسته‌ای افتاد که از سمت جنوب در حالیکه قاطرهایی آنرا می‌کشیدند به طرف آنها می‌آمد. پشت سر گاری قطاری از موجوداتی ول می‌زد که حتی از فاصل دور هم مشخص بود موجودات زنده‌ای هستند. در زیر نور یک‌نواخت دم غروب آن موجودات قد و نیم‌قد رنگارنگ به نظر می‌رسیدند، درست مثل اینکه کسی یک ردیف پوستر رنگارنگ را، مثلا پوسترهای یک سیرک روی تابلوی اعلانات، نامنظم و چند تا در میان تا نصفه پاره کرده باشد. قطار دنباله گاری با آن رنگ‌ها و اندازه‌های متفاوت، در حالیکه حرکت دسته جمعی آنها موج بخصوصی داشت، مانند دنباله یک بادبادک، پشت سر گاری در حرکت بودند.

احمد اخوت
فردا
2500110008623
۱۳۷۰
۱۸۲ صفحه
۱۱۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
ویلیام فالکنر
صفحه نویسنده ویلیام فالکنر
۱۵ رمان ویلیام فالکنر، رمان‌نویس آمریکایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری پیوند خورده که به جنوب آمریکا، زمان، خانواده، گناه و حافظه نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار ...
دیگر رمان‌های ویلیام فالکنر
ناخوانده در غبار
ناخوانده در غبار .
1 گل سرخ برای امیلی
1 گل سرخ برای امیلی هر 6 داستان این کتاب مانند باقی داستان‌های فاکنر در سرزمین یوکناپاتوفا روی می‌دهد. این سرزمین جایی است خیالی در شمال رودخانه می‌سی‌سیپی، که فاکنر نه تنها حدود آن را دقیقا معین کرده بلکه نقشه‌ای هم از آن کشیده است که همه شهرها و روستاها و رودها و کوه‌های آن را نشان می‌دهد، و زیر آن هم نوشته است: «منحصرا ...
حومه
حومه کتابی که پیش رو دارید ترجمه بخش اول از کتاب مجموعه داستان‌ها است که در سال 1950 به چاپ رسید و یک سال بعد موفق به کسب جایزه پولیتزر شد. فاکنر این کتاب را به شش بخش تقسیم نموده که عبارت‌اند از: حومه، دهکده، سرزمین رام‌نشده، سرزمین بایر، سرزمین میانی و فراسو و خواننده گرامی باید این اثر را ...
سرخ‌پوست می‌رود و داستان‌های دیگر
سرخ‌پوست می‌رود و داستان‌های دیگر درست پیش از غروب، او پشت کنده چوبی قرار گرفت و حرکت آهسته و رو به جلوی ردیفی از مورچه‌ها را دنبال کرد. تعدادی از آن‌ها را برداشت و با اکراه خورد. شبیه مهمانی که برای شام دعوت دارد و پیش از رسیدن غذا از توی ظرف، آجیل شور برمی‌دارد تا خودش را سرگرم کندا مزه شور آن‌ها در دهانش حالت ...
این 11 تا
این 11 تا ویلیام فاکنر در زمستان 1334-گل سرخ در دست به ملاقات ما فارسی زبان‌ها آمد او ظاهرا گل سرخش را برای امیلی آورد اما ما هم از بویش سرمست شدیم در این روزگاران پر داستان بی‌داستان داستان‌های فاکنر هم چنان با طراوت و پرخون‌اند و می‌چسبند. یکی گفت: گوش کن دور ترین مرغ جهان می‌خواند.
مشاهده تمام رمان های ویلیام فالکنر
مجموعه‌ها