مجموعه داستان خارجی

داستان‌های کوتاه از ادبیات جهان

ناگهان مرد از همان‌جا که نشسته بود گفت: به نظر نمی‌رسد که قصه‌گوی موفقی باشید. عمه بعد از این حمله لفظی غیرمنتظره حالت تدافعی به خود گرفت و با لحنی جدی گفت: خیلی سخت است قصه‌ای به بچه‌ها بگوییم که هم آن را بفهمند و هم دوست داشته باشند. مرد گفت: من با شما موفق نیستم. عمه با حاضر جوابی گفت: شاید شما دوست داشته باشید که برای آن‌ها قصه‌ای بگویید. دختر بزرگ‌تر با اصرار گفت: برای ما قصه بگو. مرد گفت: روزی، روزگاری دختر کوچکی بود که برتا نام داشت و به طرز خارق‌العاده‌ای خوب بود...

افراز
9789642438549
۱۳۹۲
۲۳۲ صفحه
۹۳۰ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
شوکران شیرین
شوکران شیرین شما فکر می‌کنید من نمی‌توانم حرف‌های صد تا یک غاز فلاسفه بزرگ جامعه بشری را تکرار کنم یا مثل سیاستمداران عظیم‌الشان بیانیه‌های ترس‌آور و منجر به مرگ صادر کنم. فکر می‌کنید من بلد نیستم قیافه جدی بگیرم و عینک دسته مشکی روی بینی‌ام بنشانم و مباحث مهمی در نسبت فیزیک و فلسفه اضافه کنم. برای من این کارها مثل آب ...
پرواز به نیروانا و چند داستان دیگر
پرواز به نیروانا و چند داستان دیگر در نقطه‌ای دور از من و بالای سرم، خطی طولانی از هواپیماهایی را دیدم که در ستون تیره واحدی پیش می‌رفتند؛ همه با سرعت یکسان، همه در یک مسیر، همه نزدیک به هم در پی هم می‌رفتند و آن ستون، از این سر آسمان، تا جایی که چشم کار می‌کرد، امتداد داشت. آن راه مختوم آن‌ها برای پیشروی بود. گویی ...
بهترین داستان‌های جهان 3 (قرن‌های نوزدهم و بیستم) دوران طلایی بخش دوم
بهترین داستان‌های جهان 3 (قرن‌های نوزدهم و بیستم) دوران طلایی بخش دوم شما در این مجموعه با چهار دوره داستان‌نویسی در قرن‌های نوزده و بیستم میلادی آشنا خواهید شد: دوره سنت‌گرایان که از اوایل قرن نوزدهم آغاز می‌شود؛ دوران طلایی که دربرگیرنده میانه و انتهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است؛ و سنت‌گرایان که دو دوره مدرنیسم و پست مدرنیسم را در قرن بیستم به خود اختصاص داده‌اند. آشنایی با 103 ...
مرگ تاثیر‌گذار
مرگ تاثیر‌گذار فرمانده با خونسردی رفتن آن‌ها را تماشا می‌کرد. او به همان اندازه که خودش را دچار مخاطره می‌کرد، دیگران را هم به خطر می‌انداخت. می‌گفت خیلی‌ها کشته می‌شوند و این قانون جنگ است. اما افراد شجاع خیلی کمتر کشته می‌شوند...
3 نامه و 1 قصه و چند داستان دیگر
3 نامه و 1 قصه و چند داستان دیگر وجنات شگفت‌زده‌اش دیدن دارد، وقتی که کناردستی من در نهایت به نقطه محاسبه شده می‌رسد و چیزی را لمس نمی‌کند جز هیچ. هیچ هیچ! کفش شماره چهل و پنجش تنها و بی‌کس شده. دیگر طاقت نمی‌آورد. ابتدا به زمین نگاه می‌اندازد، بعد به پای من. من همچنان غرق در افکار خود با عروسک‌هایم بازی می‌کنم و طرف کم‌کم متوجه می‌شود ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها