رمان نوجوان

ایگرن شجاع

(IgraineOhnefurcht)

ایگرن و خانواده‌اش در قلعه بیبرنل زندگی می‌کنند، قلعه‌ای با شیرهای سنگی نعره‌کش و کتاب‌های سخنگو و خندقی پر از مار. پدر و مادر ایگرن جادوگرهایی بسیار ماهرند. حتی برادرش آلبرت هم جادو بلد است. اما ایگرن به جای این کارها دایم شمشیرزنی تمرین می‌کند، با این امید که روزی شوالیه‌ای معروف شود. روزی پدر و مادر ایگرن موقع جادو دچار اشتباهی لپی می‌شوند و یک‌دفعه به شکل دو بچه فیل در می‌آیند. متاسفانه در همان روز اسموند ناجنس هم به سمت بیبرنل لشکرکشی می‌کند. حالا این ایگرن است که باید برای نجات پدر و مادر و دفاع از قلعه دست به کار شود.

افق
9789643699666
۱۳۹۲
۲۸۰ صفحه
۷۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
کورنلیا فونکه
صفحه نویسنده کورنلیا فونکه
۱۷ رمان کورنلیا فونکه، نویسنده آلمانی ادبیات کودک و نوجوان است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به کتاب، جادو، جهان‌های خیالی و ماجراجویی نوجوان نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های کورنلیا فونکه
اژدهاسوار
اژدهاسوار در پی خبر حمله آدم‌ها به دره اژدها، مرغ آتشین و دوست پریزادش سورل، تصمیم می‌گیرند به سرزمینی بروند که در آن صلح برقرار است. اما ساکنان دره می‌کوشند آنها را از این سفر بی‌بازگشت بازدارند. آن‌ها عقیده دارند که چنین سرزمینی تنها یک رویاست. اما مرغ آتشین همین امشب راه می‌افتد.
مرگ جوهری (3 گانه جوهری 3)
مرگ جوهری (3 گانه جوهری 3) چشم‌هایش انگشت‌خاکی را در جا میخکوب کرد؛ چشمان سرخ در آن تاریکی مطلق، چشمانی هم بی‌رحم و هم بی‌روح؛ هیچ دیروز یا فردایی نداشت، بدون نور و گرما، اسیر در سرمای خود، عنصر سرما‌بخش اهریمنی. انگشت‌خاکی آتش دور خود را همچون پوست خز گرمی احساس می‌کرد. کم مانده بود پوستش را بسوزاند، اما تنها محافظ او در برابر آن چشمان بی‌روح ...
ارباب دزدها 1
ارباب دزدها 1 زمستان زودتر به ونیز آمده است. پسر بچه یتیم در حال فرار هستند و در کانال‌های قدیمی و کوچه‌های مه گرفته شهر پنهان می‌شوند. آن دو با گروهی از بچه‌های خیابانی و رئیس مرموزشان آشنا می‌شوند. پناهگاه آن‌‌ها یک سینمای متروکه است.
سیاه قلب
سیاه قلب کتاب «سیاه قلب» رمانی نوشته ی «کورنلیا فونکه» است که نخستین بار در سال 2003 به چاپ رسید. «مگی» زندگی آرامی را در کنار پدرش سپری می کند. پدر او اما رازی عجیب را در سینه دارد: او صاحب قدرتی جادویی و خارق العاده است. در شبی غیرعادی، پدر «مگی» کتابی به نام «سیاه قلب» را با صدای بلند می ...
مشاهده تمام رمان های کورنلیا فونکه
مجموعه‌ها