پدرش پول بسیار کمی برای کتاب در اختیارش میگذاشت، که به سختی به ده پند میرسید. در حقیقیت در کنار کار خوبش دارایی زیادی نداشت و مرد ثروتمندی نبود. او هرشب در کلوب کارت بازی و غمار میکرد. و همیشه میباخت!...
۷۶ رمان
آنتوان چخوف پزشک، داستاننویس و نمایشنامهنویس روس بود و از ستونهای اصلی داستان کوتاه و تئاتر مدرن به شمار میآید. او در تاگانروگ به دنیا آمد و همزمان با کار پزشکی، نوشتن را به شکل جدی دنبال کرد.
چخوف جهان ادبی خود را از اتفاقهای کوچک، آدمهای معمولی و لحظههای ظاهراً بیاهمیت ساخت. در آثار او زندگی اغلب با صدای بلند منفجر نمیشود؛ آرام، تدریجی و گاهی بیرحمانه فرسوده میشود.
داستانهای کوتاه او و نمایشنامههایی مانند «باغ آلبالو»، «سه خواهر»، «دایی وانیا» ...
محبوب همه و روشناییها
وقتی کسی سودایی و شوریده، اندوهگین و تنها دریا را روبهروی خود تماشا میکند و یا منظرهای در نظرش شگفت میآید، همیشه فکرهایی حقیقی از قبیل که زندگی میکند و خواهد مرد، به طور نامحسوس با غم و اندوهش درمیآمیزد و به خاطر واکنشهای عصبی همان وقت مدادی به دست میگیرد، برایش تفاوتی ندارد روی هرچه باشد سعی میکند نامش ...
دشت
در حین خوردن غذا مکالمهای بین آنها صورت گرفت که ایگوروشکا متوجه شد که همنشینان جدیدش، برخلاف تضادی که در سن و شخصیتشان دارند، همگی در یک چیز مشترکند، که آنها را شبیه هم میکرد؛ «همه آنها گذشته زیبا و حالی بسیار بد داشتند. همه آنها با شور و حرارت از گذشتهشان میگفتند، اما اندیشیدن به زمان حال، خلقشان را ...
دوستان ما بد زندگی میکنیم (گزیدهای از داستانهای کوتاه نمایشی)
به هنگام بالا رفتن از پلهها، با خود میگفت:«اینجا رو ببین، مثل اینکه داری از طویله چهارپاها به خونه معشوقهات میری! همهجا رو برق انداختند، فرش پهن کردند، آدم میترسه پاش رو زمین بذاره.»
دوئل
هرچند صد سال از درگذشت چخوف میگذرد اما آثار او همچنان چذابیت خود را برای مشتاقان ادبیات در سراسر جهان حفظ کرده است. در داستانهای چخوف معمولاً رویدادهای داستان از خلال وجدان یکی از آدمهای داستان، که کم و بیش با زندگی خانوادگی معمول بیگانه است، تعریف میشود. وی در داستانهایش به جای ارائة تفسیر به نمایش زندگی میپردازد، در ...