رمان ایرانی

سودایی

خدایا چه شب غریب و حزن‌انگیزی است امشب این‌جا کنار سی و سه پل و رودخانه زاینده رود، نوای دل‌انگیز و مسحورکننده نیلوفرانه.آه خدای من احساس می‌کنم تمامی بند‌بند وجودم در خلسه‌ای روحانی فرو رفته و چقدر این حال برایم شیرین و روح‌افزاست به طوری که هیچ دوست ندارم از این خلسه روحانی خارج شوم.

چکاوک
9789648957464
۱۳۹۲
۳۱۲ صفحه
۳۴۱ مشاهده
۰ نقل قول
زهره درانی
صفحه نویسنده زهره درانی
۱۰ رمان زهره درانی از نویسندگان ایرانی است و نام او در میان آثار داستانی فارسی‌زبان دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی او اطلاعات عمومی و قابل استناد کافی در دسترس نیست؛ به همین دلیل معرفی دقیق باید از افزودن تاریخ‌های حدسی پرهیز کند. درانی را می‌توان در کنار نویسندگانی دید که برای مخاطب فارسی، روایت را از مسیر تجربه‌های آشنا و زبان بی‌واسطه پیش می‌برند. چنین آثاری معمولا با اعتماد به قصه جلو می‌روند؛ خواننده قرار نیست با نمایش پیچیده زبانی روبه‌رو شود، بلکه باید ...
دیگر رمان‌های زهره درانی
دیبا
دیبا
سالومه
سالومه
مهر سیه‌چشمان
مهر سیه‌چشمان مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند هر آن قسمت که رفت آنجا از آن افزون نخواهد شد خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش که ساز شرع از این افسانه ...
کتایون
کتایون شب زمستانی بسیار سردی بود. بارش برف ریز و سنگینی از چند ساعت پیش آغاز شده و همه‌جا را چون عروسی زیبا سپیدپوش کرده بود. در وسط باغ ویلای بزرگ و زیبای آقای سامرزیان چون قصر برفی می‌درخشید.
شاهراه تردید
شاهراه تردید تقریبا تمام فامیل خبردار شده بودند. آقا جانم و عزیز جون به شدت نگران وضعیت روحی و روانی‌ام بودند. الهه و رابعه و ریحانه از ترسشان هر روز به من سر می‌زدند و نگرانم بودند. بالاخره به هر نحوی که بود با تهدید و فشار محمدباقر راضی به طلاق شد. روزی که برای گرفتن طلاق به محضر رفتم، انگار برایم ...
مشاهده تمام رمان های زهره درانی
مجموعه‌ها