رمان ایرانی

مهر سیه‌چشمان

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند هر آن قسمت که رفت آنجا از آن افزون نخواهد شد خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

آسیم
9789644184758
۱۳۸۹
۳۵۴ صفحه
۴۳۳ مشاهده
۰ نقل قول
زهره درانی
صفحه نویسنده زهره درانی
۱۰ رمان زهره درانی از نویسندگان ایرانی است و نام او در میان آثار داستانی فارسی‌زبان دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی او اطلاعات عمومی و قابل استناد کافی در دسترس نیست؛ به همین دلیل معرفی دقیق باید از افزودن تاریخ‌های حدسی پرهیز کند. درانی را می‌توان در کنار نویسندگانی دید که برای مخاطب فارسی، روایت را از مسیر تجربه‌های آشنا و زبان بی‌واسطه پیش می‌برند. چنین آثاری معمولا با اعتماد به قصه جلو می‌روند؛ خواننده قرار نیست با نمایش پیچیده زبانی روبه‌رو شود، بلکه باید ...
دیگر رمان‌های زهره درانی
سالومه
سالومه
سودایی
سودایی خدایا چه شب غریب و حزن‌انگیزی است امشب این‌جا کنار سی و سه پل و رودخانه زاینده رود، نوای دل‌انگیز و مسحورکننده نیلوفرانه.آه خدای من احساس می‌کنم تمامی بند‌بند وجودم در خلسه‌ای روحانی فرو رفته و چقدر این حال برایم شیرین و روح‌افزاست به طوری که هیچ دوست ندارم از این خلسه روحانی خارج شوم.
شاهراه تردید
شاهراه تردید تقریبا تمام فامیل خبردار شده بودند. آقا جانم و عزیز جون به شدت نگران وضعیت روحی و روانی‌ام بودند. الهه و رابعه و ریحانه از ترسشان هر روز به من سر می‌زدند و نگرانم بودند. بالاخره به هر نحوی که بود با تهدید و فشار محمدباقر راضی به طلاق شد. روزی که برای گرفتن طلاق به محضر رفتم، انگار برایم ...
باده بی‌مستی
باده بی‌مستی صدای شیون و فغان مادر آنچنان رعشه‌ای به جانم انداخته بود که از شدت ترس و وحشت به گوشه صندوق‌خانه پناه برده بودم و مثل بید می‌لرزیدم. از شدت گریه زیاد چشمانم قرمز شده بود. با هر جیغ و فریادی که مادر از ته گلویش بیرون می‌داد انگار با زجر و شکنجه بندبند وجودم را به صلابه می‌کشیدند. لحظه‌ای نبود ...
مشاهده تمام رمان های زهره درانی
مجموعه‌ها