شب زمستانی بسیار سردی بود. بارش برف ریز و سنگینی از چند ساعت پیش آغاز شده و همهجا را چون عروسی زیبا سپیدپوش کرده بود. در وسط باغ ویلای بزرگ و زیبای آقای سامرزیان چون قصر برفی میدرخشید.
۱۰ رمان
زهره درانی از نویسندگان ایرانی است و نام او در میان آثار داستانی فارسیزبان دیده میشود.
درباره جزئیات زندگی او اطلاعات عمومی و قابل استناد کافی در دسترس نیست؛ به همین دلیل معرفی دقیق باید از افزودن تاریخهای حدسی پرهیز کند.
درانی را میتوان در کنار نویسندگانی دید که برای مخاطب فارسی، روایت را از مسیر تجربههای آشنا و زبان بیواسطه پیش میبرند.
چنین آثاری معمولا با اعتماد به قصه جلو میروند؛ خواننده قرار نیست با نمایش پیچیده زبانی روبهرو شود، بلکه باید ...
باده بیمستی
صدای شیون و فغان مادر آنچنان رعشهای به جانم انداخته بود که از شدت ترس و وحشت به گوشه صندوقخانه پناه برده بودم و مثل بید میلرزیدم. از شدت گریه زیاد چشمانم قرمز شده بود. با هر جیغ و فریادی که مادر از ته گلویش بیرون میداد انگار با زجر و شکنجه بندبند وجودم را به صلابه میکشیدند. لحظهای نبود ...
مهر سیهچشمان
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد
مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که رفت آنجا از آن افزون نخواهد شد
خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع از این افسانه ...