نیلا با چشمانی درشتشده از شگفتی، با دو دست جلوی دهانش را گرفته بود تا مبادا صدای شیونش شنیده شود. اینها برمن، بر قلب من، بر روح من سنگینی میکند، آقای مارکوس. این همه سال گذشته، اما تمام اینها بر جان من سنگینی میکند.
۲۵ رمان
خالد حسینی نویسنده افغان-آمریکایی و پزشک پیشین است. او در کابل به دنیا آمد و پس از مهاجرت به آمریکا، با رمانهایی شناخته شد که افغانستان، تبعید و زخمهای خانوادگی را به مخاطبان جهانی معرفی کردند.
اولین رمان او، «بادبادکباز»، موفقیتی گسترده پیدا کرد و تصویری عاطفی از دوستی، خیانت، طبقه اجتماعی و پیامدهای جنگ ارائه داد. این کتاب نام حسینی را در ادبیات معاصر جهانی تثبیت کرد.
در «هزار خورشید تابان» و «و کوهستان به طنین آمد»، حسینی دوباره به سراغ ...
1000 خورشید تابان
در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادکباز مطرح شدهاست،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی می گوید که در افغانستان جنگزده بر زنان روا داشتهاند. به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.
1000 خورشید تابان (پالتویی)
در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادکباز مطرح شده است،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی میگوید که در افغانستان جنگزده بر زنان روا داشتهاند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.
پژواک کوهستان
پروانه قبل از اینکه لحاف را کنار بزند و آن را ببیند بوی آن به دماغاش میخورد. تمام کپل معصومه تا پایین رانها، ملحفهها، تشک و همینطور لحاف کثیف بود. معصومه از بالای شانهاش با کمرویی و از روی شمر نگاهی ملتمسانه برای طلب بخشش میکند، شرم بعد از این همه مدت، این همه سال. معصومه زیر لب میگوید:«معذرت میخوام.»
1000 خورشید تابان
در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادکباز مطرح شدهاست،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی می گوید که در افغانستان جنگزده بر زنان روا داشتهاند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.