رمان ایرانی

مردم از دیدنش می‌ترسند. از سر راهش کنار می‌کشند. نگاه‌شان را می‌دزدند. مردم سرمازده و کبود. توی سرمای زیر صفر بچه‌هایی را می‌بیند که روی پشت‌بام‌ها کنار سگی ایستاده‌اند و زل زده‌اند به او. با یک تا پیرهن کثیف پارچه‌ای. لباس، چسب تن‌شان شده و لرزیدن‌شان از پشت پارچه‌های چرک گرفته پیداست. سگ‌ها هم پارس می‌کنند. هر وقت که می‌آید لاجان پارس سگ‌ها همه جا را می‌گیرد. انگار گرگ دیده باشند زوزه می‌کشند ولی جرئت ندارند نزدیکش شوند. روی پشت‌بام‌ها یا کنار دیوارها می‌ایستند و از دور پارس می‌کنند. گاهی می‌ایستد زل می‌زند به سگی که آرواره‌هایش را با غیظ به هم می‌کوبد. سگ سر جاش می‌ایستد. بزاقش از گوشه آرواره‌ها می‌ریزد پایین. کمی بعد آرام می‌شود. زوزه خفیفی می‌کشد. دوری می‌زند و از سر راهش کنار می‌رود.

زاوش
9786006846415
۱۳۹۳
۲۳۲ صفحه
۵۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
صفحه نویسنده پیمان اسماعیلی
۸ رمان پیمان اسماعیلی داستان‌نویس ایرانی است؛ از نویسندگان جدی داستان کوتاه و رمان معاصر فارسی است. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او معمولا با فضاهای ناآرام، طبیعت خشن، سفر و موقعیت‌های مرزی انسان درگیرند. اسماعیلی نثری دقیق و فضاساز دارد؛ در کار او محیط فقط پس‌زمینه نیست، نیرویی فعال در شکل دادن داستان است. او به داستان فارسی معاصر نوعی حس جغرافیا، ...
دیگر رمان‌های پیمان اسماعیلی
برف و سمفونی ابری
برف و سمفونی ابری بابا با سمانه حرف زده به گمانم. پرسید می‌خواهم خودم را آواره کجا کنم توی آن زمهریر؟ گفتم باید بیایم دنبال تو، نمی‌فهمد. گفت شش ماه است نامه نداده‌ای. از کجا معلوم هنوز همان‌جا باشی؟ خیلی شده، نه؟ هنوز همان‌جایی؟ توی همان اتاقی که عکسش را فرستاده بودی، با کاغذ دیواری‌های صورتی؟ روبه‌روی همان دریاچه یخ‌زده‌ای که دختر و پسرها رویش ...
همین امشب برگردیم
همین امشب برگردیم زبان فارسی ...
مشاهده تمام رمان های پیمان اسماعیلی
مجموعه‌ها