لاک

(Lac)

رمان «لاک: جنبنده‌ی زمین» نوشته‌ی پیمان اسماعیلی که در سال ۱۴۰۴ توسط نشر چشمه منتشر شده، اثری بلند، چندلایه و پرتعلیق است که جاه‌طلبی روایی آن از همان ابتدا خود را نشان می‌دهد. این رمان با حجمی در حدود ۴۸۰ صفحه، نه صرفا یک داستان خطی، بلکه شبکه‌ای از روایت‌های موازی را پیش می‌کشد که در مرز میان تاریخ، اسطوره و خیال اجتماعی حرکت می‌کنند و به‌تدریج به کانونی مشترک می‌رسند؛ کانونی که در آن «زمین»، به‌عنوان نیرویی زنده و ناآرام، نقش تعیین‌کننده می‌یابد. داستان با مرگ رازآلود الیاس ساسون، تاجر یهودی اهل هنگ‌کنگ، آغاز می‌شود؛ مرگی که به‌سرعت از یک واقعه‌ی شخصی فراتر می‌رود و به شبکه‌های پیچیده‌ی تجارت جهانی تریاک، فساد ساختاری و مناسبات قدرت پیوند می‌خورد. در امتداد این خط، شخصیت اسماعیل، پسرخوانده‌ای مسلمان با گذشته‌ای مبهم و توانایی خطرناک دیدن آینده، به اصفهان فرستاده می‌شود؛ شهری گرفتار قحطی، وبا، فساد اداری و فروپاشی اعتماد اجتماعی. هم‌زمان، در کرمانشاه، شهباز شاگرد مرمت‌کار به کتابی اسرارآمیز به نام «لاک» دست می‌یابد؛ متنی افسانه‌ای که گفته می‌شود قدرت‌هایی فراتر از انسان، حتی توان سلطنت و فرمان‌روایی، می‌بخشد. در سنندج نیز ایوب، مأموری نیمه‌انسان و نیمه‌فرشته، وارد صحنه می‌شود تا با یاغیان و شورش‌ها مقابله کند و پرده از خشونت پنهان و توطئه‌های سیاسی بردارد. این خطوط پراکنده، در نهایت در اصفهان به هم می‌رسند؛ جایی که واقعیت تاریخی و تخیل اسطوره‌ای در هم می‌تند: موجودی عظیم در قنات‌ها می‌جنبد، زمین می‌لرزد و واکنش مردم، صحنه‌ای آشوبناک و نمادین می‌آفریند که هسته‌ی معنایی رمان را عیان می‌کند. در سطح مضمونی، «لاک: جنبنده‌ی زمین» بر چند محور اصلی استوار است. نخست، نسبت اسطوره و واقعیت: کتاب «لاک» نه‌تنها شیئی روایی، بلکه نمادی از میل انسان به قدرت مطلق و تداوم افسانه در بطن تاریخ است. دوم، نقد تجارت جهانی و فساد؛ جایی که تجارت تریاک و شبکه‌های اقتصادی فراملی، به‌مثابه نیرویی ویرانگر، فقر و بی‌عدالتی را بازتولید می‌کنند. سوم، پیوند قدرت و طبیعت؛ زمین در این رمان صرفا پس‌زمینه‌ی رخدادها نیست، بلکه عاملی فعال و تهدیدکننده است که یادآور محدودیت کنترل انسان بر نیروهای بنیادین است. و در نهایت، بحران اجتماعی و زیستی: بیماری، قحطی، خشونت و تلاش برای بقا، چشم‌اندازی تیره اما آشنا از جامعه‌ای در آستانه‌ی فروپاشی ترسیم می‌کند. از منظر سبکی، رمان به سنت آثار پیشین اسماعیلی وفادار می‌ماند: نثری جدی و متراکم، علاقه‌مند به موقعیت‌های حدی، و شخصیت‌هایی که در مواجهه با طبیعت، ترس و تاریخ، هویت‌شان به چالش کشیده می‌شود. اگرچه تا زمان انتشار، نقدهای دانشگاهی و حرفه‌ای گسترده‌ای درباره‌ی «لاک» در دسترس نیست، بازخوردهای اولیه آن را اثری پرکشش و چندلایه توصیف کرده‌اند که هم‌زمان مخاطب را درگیر روایت اسطوره‌ای و مسئله‌های اجتماعی می‌کند. در مجموع، «لاک: جنبنده‌ی زمین» را می‌توان تلاشی بلندپروازانه در رمان‌نویسی معاصر فارسی دانست؛ اثری که می‌کوشد با تلفیق تاریخ، اسطوره و بحران اجتماعی، تصویری از جهانی بسازد که در آن نیروهای پنهان-اقتصادی، سیاسی و طبیعی-بی‌وقفه در حال جنبش‌اند و انسان، ناگزیر، باید جایگاه خود را در برابر آن‌ها بازتعریف کند.

چشمه
9786220113652
۱۴۰۴
۴۸۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده پیمان اسماعیلی
۸ رمان پیمان اسماعیلی داستان‌نویس ایرانی است؛ از نویسندگان جدی داستان کوتاه و رمان معاصر فارسی است. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او معمولا با فضاهای ناآرام، طبیعت خشن، سفر و موقعیت‌های مرزی انسان درگیرند. اسماعیلی نثری دقیق و فضاساز دارد؛ در کار او محیط فقط پس‌زمینه نیست، نیرویی فعال در شکل دادن داستان است. او به داستان فارسی معاصر نوعی حس جغرافیا، ...
دیگر رمان‌های پیمان اسماعیلی
جیب‌های بارانی‌ات را بگرد
جیب‌های بارانی‌ات را بگرد پیمان اسماعیلی مجموعه داستان جیب‌های بارانی‌ات را بگرد را برای اولین ‌بار در 1384 منتشر کرد. کتابی که نخستین اثر منتشر شده‌ این نویسنده است و توانست او را به عنوانِ داستان‌نویسی با ذهنیتی نوگرا به مخاطبان معرفی کند. این کتاب در جایزه‌ ادبی اصفهان تقدیر شده است و شاملِ هشت داستان است. داستان‌های این کتاب تفاوت‌های مهمی با داستان‌های ...
نگهبان
نگهبان با صدای: منوچهر زنده‌دل. کتاب «نگهبان» رمانی ایرانی به قلم پیمان اسماعیلی است. پیمان اسماعیلی معتقد است «نگهبان» داستان سفر است و رسیدن به چیزهایی که در انتهای سفر برای انسان باقی می‌ماند؛ همان چیزهایی که باید برای نگه داشتنشان نگهبانی داد. او می‌گوید سیامک قهرمان این داستان، با همزیستی‌اش با طبیعت به موجود جدیدی تبدیل می‌شود. این موجود، ...
همین امشب برگردیم
همین امشب برگردیم زبان فارسی ...
نگهبان
نگهبان مردم از دیدنش می‌ترسند. از سر راهش کنار می‌کشند. نگاه‌شان را می‌دزدند. مردم سرمازده و کبود. توی سرمای زیر صفر بچه‌هایی را می‌بیند که روی پشت‌بام‌ها کنار سگی ایستاده‌اند و زل زده‌اند به او. با یک تا پیرهن کثیف پارچه‌ای. لباس، چسب تن‌شان شده و لرزیدن‌شان از پشت پارچه‌های چرک گرفته پیداست. سگ‌ها هم پارس می‌کنند. هر وقت که می‌آید ...
مشاهده تمام رمان های پیمان اسماعیلی
مجموعه‌ها