رمان ایرانی

1 قطره زندگی 1 (2 جلدی)

کمی دیر شده بود شب زودرس پاییزی آغاز شده و هوا چنان تاریک بود که انگار ساعت‌ها از غروب آفتاب گذشته ولی تازه ساعت 6 بعداز ظهر بود. من و سمانه با قدم‌هایی بلند و سریع در حال حرکت بودیم و در عین حال زبانمان نیز از حرکت باز نمی‌ایستاد. وقتی به بچه‌ها نزدیک شدیم بهزاد میان از میان جمع گفت...

علی
9789641931492
۱۳۹۲
۵۲۰ صفحه
۴۷۹ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فرناز نخعی
۸ رمان فرناز نخعی نویسنده ایرانی است؛ در فضای آثار فارسی‌زبان و داستان معاصر حضور دارد. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او در زمینه‌ای خوانده می‌شوند که رابطه‌های انسانی، تجربه زنان و زندگی روزمره می‌توانند محور روایت باشند. زبان چنین داستان‌هایی وقتی اثرگذار است که به جای شعار، با جزئیات و موقعیت شخصیت را نشان بدهد. حضور نخعی در کنار دیگر نویسندگان زن، ...
دیگر رمان‌های فرناز نخعی
1 قطره زندگی 2 (2 جلدی)
1 قطره زندگی 2 (2 جلدی) کمی دیر شده بود شب زودرس پاییزی آغاز شده و هوا چنان تاریک بود که انگار ساعت‌ها از غروب آفتاب گذشته ولی تازه ساعت 6 بعداز ظهر بود. من و سمانه با قدم‌هایی بلند و سریع در حال حرکت بودیم و در عین حال زبانمان نیز از حرکت باز نمی‌ایستاد. وقتی به بچه‌ها نزدیک شدیم بهزاد میان از میان جمع ...
بسامه
بسامه بی‌اختیار سرم را به سینه‌اش تکیه دادم از احساس خوب امنیت و آرامش پر شدم هر دو دستش را روی گونه‌هایم گذاشت و سرم را بلند کرد چند لحظه به چشمانم خیره شد بعد در حالی که محبت نگاهش وجودم را به آتش کشیده بود، با نوک انگشت آن چند قطره اشک را از روی گونه‌هایم پاک کرد.
آن سوی مرز عشق
آن سوی مرز عشق شکی نبود که جیمی این نقاشی را یک روز بدون اینکه او متوجه باشد، در باغ دانشگاه از او کشیده است. شهرزاد نگاهی به گیس بافته شده‌اش که روی شانه‌اش افتاده بود، انداخت و آن را با تصویر نقاشی شده‌اش مقایسه کرد. به خاطر این شیطنت جیمی بی اختیار لبخند زد.
اوج آسمان
اوج آسمان در تمام طول آن روز سیما از برخورد با امید فرار می‌کرد. روزی که از خانه او بیرون رفته بود، طوری از او متنفر بود که حس می‌کرد حتی یک لحظه هم نمی‌خواهد او را ببیند اما امروز دوباره این باورش در هم شکسته بود، دوباره نگاه مهربان امید وجودش را درهم ریخته بود اما دیگر هیچ اعتمادی نسبت به ...
طلوع سپیده
طلوع سپیده
مشاهده تمام رمان های فرناز نخعی
مجموعه‌ها