۱۵ رمان
ویلیام فالکنر، رماننویس آمریکایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری پیوند خورده که به جنوب آمریکا، زمان، خانواده، گناه و حافظه نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار ...
خشم و هیاهو
فاکنر فقط داستانسرایی نمیکرد، بلکه زندگی را به تصویر میکشید و فلسفهای را مطرح میکرد. او همچون بافتشناس زندگی به کشورش مینگریست، آن را جسمی زنده میانگاشت و برای آزمایش و تشخیص بیماری، از آن تکهبردای میکرد. او بدون تعصب، اما با همدردی به حیوانات و گیاهان، به مردان و زنان و کودکان، به سفیدپوستان و سیاهپوستان مینگریست. با موشکافی ...
ابشالوم ابشالوم
حالا دیگر روی بازوی شریو برف نبود. حالا دیگر روی بازویش آستین هم نبود، آنچه بود پیش بازو بود و دست لطیف و تپل که در روشنایی لامپ بر میگشت و پیپی را از قوطی خالی قهوه از جایی که پیپ و قوطی را نگه میداشت بر میداشت و پیپ را از توتون پر میکرد و چاقش میکرد.
این 11 تا
ویلیام فاکنر در زمستان 1334-گل سرخ در دست به ملاقات ما فارسی زبانها آمد او ظاهرا گل سرخش را برای امیلی آورد اما ما هم از بویش سرمست شدیم در این روزگاران پر داستان بیداستان داستانهای فاکنر هم چنان با طراوت و پرخوناند و میچسبند.
یکی گفت: گوش کن دور ترین مرغ جهان میخواند.
حومه
کتابی که پیش رو دارید ترجمه بخش اول از کتاب مجموعه داستانها است که در سال 1950 به چاپ رسید و یک سال بعد موفق به کسب جایزه پولیتزر شد. فاکنر این کتاب را به شش بخش تقسیم نموده که عبارتاند از: حومه، دهکده، سرزمین رامنشده، سرزمین بایر، سرزمین میانی و فراسو و خواننده گرامی باید این اثر را ...
سرخپوست میرود و داستانهای دیگر
درست پیش از غروب، او پشت کنده چوبی قرار گرفت و حرکت آهسته و رو به جلوی ردیفی از مورچهها را دنبال کرد. تعدادی از آنها را برداشت و با اکراه خورد. شبیه مهمانی که برای شام دعوت دارد و پیش از رسیدن غذا از توی ظرف، آجیل شور برمیدارد تا خودش را سرگرم کندا
مزه شور آنها در دهانش حالت ...