مجموعه داستان داخلی

روزنامه‌نویس

تو اصلن دلت نمی‌خواست منو اینجا ببینی، تو اصلن دلت نمی‌خواست منو هیج‌جا ببینی. فقط دلت می‌خواست منو توی محله خودمون ببینی. فقط عصرها بریم باهم قدم بزنیم و گاهی وقت‌ها هم برای تو سرمقاله بنویسم. سر مقاله‌ها را هم که دیگه خودت می‌نویسی. تو فقط دلت می‌خواست من همیشه فقط 1 همسایه باشم، دلت می‌خواست که توی سایه باشم.حالا از توی سایه آمدم بیرون. حالا دلم می‌خواد با تو حرف بزنم، دلم می خواد تو هم منو ببینی.نه اینکه فقط من تو رو ببینم. توهم ببینی ...

مرکز
9789642132287
۱۳۹۳
۱۳۶ صفحه
۶۴۲ مشاهده
۰ نقل قول
جعفر مدرس صادقی
صفحه نویسنده جعفر مدرس صادقی
۲۳ رمان جعفر مدرس صادقی نویسنده، مترجم و ویراستار ایرانی است. او در اصفهان به دنیا آمد و در ادبیات معاصر فارسی با رمان‌ها، داستان‌ها و کارهای پژوهشی و ویراستاری‌اش شناخته می‌شود. مدرس صادقی نویسنده‌ای است که به زبان و ساختار روایت توجه زیادی دارد. آثار او معمولاً از سطح ماجرای ساده فراتر می‌روند و به پرسش‌هایی درباره هویت، تاریخ، نوشتن و رابطه فرد با گذشته نزدیک می‌شوند. رمان «گاوخونی» از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست؛ اثری که با فضای اصفهان، خاطره، خواب و ذهن آشفته ...
دیگر رمان‌های جعفر مدرس صادقی
شاه کلید
شاه کلید دو همشاگردی قدیم که زمانی هر روز همدیگر را می‌دیدند و به هم کتاب قرض می‌دادند و درباره کتاب‌ها با هم بحث می‌کردند، بعد از دبیرستان سال تا سال همدیگر را نمی‌بینند، یکی به دنبال گمشده‌ای می گردد و دیگری خود را در آپارتمانش حبس کرده و می‌خواهد رمانی درباره انقلاب بنویسد. دست روزگار بعد از سال‌ها آن دو را ...
کله اسب (1 داستان)
کله اسب (1 داستان)
عرض حال
عرض حال
گاوخونی (1 داستان)
گاوخونی (1 داستان) دیک دیویس، شاعر و نویسنده‌ی انگلیسی و استاد ادبیات فارسی در دانشگاه اوهایو در کلمبوس، در مقدمه‌ای بر ترجمه‌ی انگلیسی کتاب " گاو خونی" می‌نویسد: رمان " گاو خونی" در نظر اول داستان ساده و روانی است که به شیوه‌ی آشنای انواع مشابه غربی روایت شده، اما سبک موجز و روان نویسنده همان‌قدر که به تاثیرپذیری او از ادبیات غرب مربوط ...
سرزمین عجایب
سرزمین عجایب توی کتابخانه بابام فقط همان صندلی راحتی دسته‌داری بود که گفتم. میز نبود. نه میز بود، نه هیچ صندلی دیگری. این یک کتابخانه‌ای بود برای کتاب خواندن فقط، نه برای نوشتن. نه مشق نوشتن، نه قصه نوشتن، نه شعر نوشتن. من روی صندلی بابام می‌نشستم و کتاب‌های بابام را می‌خواندم و هر کتابی را که بر می‌‌داشتم برش می‌گرداندم سر ...
مشاهده تمام رمان های جعفر مدرس صادقی
مجموعه‌ها