مجموعه داستان خارجی

آواز خنیاگران کور (مجموعه داستان‌های کوتاه)

ایزابل خندان: با بازوان گشاده، پیرامون کابین جدید چرخید، سبک، خرسند از موسیقی‌ای که لبانش در سکوت تلاش می‌کرد تکرار کند. پاهایش بی‌جوراب کفپوش را لمس می‌کرد. دستانش گشوده بر پرده‌ها دست می‌کشید. توقف کرده، یک انگشتش را گاز گرفت، لبخند زد و به طرف... آواز خنیاگران کور سفری است سوی سرزمین سراب. نقطه عطفی است بر تقدیر غم‌انگیز و حیرت‌انگیز سراسر واقعی. کنکاشی است در جستجوی دستیابی انسان، آگاهانه یا ناآگاهانه به آزادی. شهر مکزیک و دنیای روی آب و دریا محیطی غریب و صحنه‌ای است واژگون از دنیای ملموس ما...

گل آذین
9786006414256
۱۳۹۳
۲۰۰ صفحه
۶۴۲ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده کارلوس فوئنتس
۱۹ رمان کارلوس فوئنتس، نویسنده مکزیکی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به تاریخ، هویت، سیاست و حافظه آمریکای لاتین نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های کارلوس فوئنتس
آب سوخته
آب سوخته این اثر حاصل پیوند روایت زندگی چهار شخصیت از جامعه مکزیک است: ژنرال پیری که هنوز غرق در خاطرات انقلاب مکزیک است و روز به روز در فساد و تباهی فرو می‌رود، پیرزنی فراموش شده، ساکن محله‌های قدیمی مرکز شهر و رابطه مبهمش با پسرک افلیج همسایه، پیر پسری ثروتمند که هرگز طعم فقر را نچشیده و بیهوه می‌کوشد تا ...
پادشاه 1 چشم
پادشاه 1 چشم دوک: من به کسانی رو باور دارم که خودشون به هیچی معتقد نیستن. پوچی ما را به سمت چیزی که مشتاقشون هستیم سوق می‌ده. تنها با افرادی که دنبال کشف هویتم نبودن تونستم مراوده داشته باشم. دوناتا: بهتره بگی دلیل ایجاد چنین ارتباطی از سر ترحم بوده نه نیاز.
نبرد
نبرد بالتاسار بوستوس، روشنفکر آرژانتینی که خواننده آثار فیلسوفان عصر روشنگری است، برای تحقق بخشیدن به آرمان‌های این فیلسوفان، و به انگیزه عشقی ناممکن و یافتن معشوقی چند چهره و گریزپا، با امواج توفنده انقلاب آزادی‌بخش آمریکای لاتین همراه می‌شود. اما تقابل ناگزیر آن آرمان‌ها با واقعیت‌های این قاره حماسه‌ای را که در تصور این روشنفکر آرمان‌طلب است بدل به ...
پوست انداختن
پوست انداختن آن‌چه پیوندتان می‌داد فقط دست‌هاتان بود. پیش پایش زانو می‌زدی تا بر این رابطه نامی بگذاری. او ایستاده پیش روی تو، تو زانو زده در پایش، پاهایش را بغل می‌کردی محکم‌تر و محکم‌تر دست‌هایت را تا کمرش بالا می‌بردی و او خم می‌شد و فقط دست‌هایت را می‌‌گرفت، تو همیشه فروتر، خاکسار، او همواره فراتر. بلند می‌شدی، ایستاده می‌طلبیدیش، دست‌هایتان ...
مشاهده تمام رمان های کارلوس فوئنتس
مجموعه‌ها