رمان خارجی

ولاد

(Vlad)

محکوم شد که در اردوگاهی کنار رودخانه تیرناوا زنده‌ به‌گور شود. در امتداد مسیر او را در انظار چرخاندند، در حالی که به باد تحقیر و تمسخر گرفته می‌شد. از میان جماعت جان به دربرده از جنایات بی‌حد و حصرش در حالی عبورش دادند که آن‌ها، وقتی او در غل و زنجیر، ایستاده بر یک گاری و در حالی که به طرف گور می‌رفت جلوشان می‌رسید، رو برمی‌گرداندند و به او پشت می‌کردند. هیچ‌کس نمی‌خواست آماج آخرین نگاه او باشد.

مروارید
9789641912200
۱۳۹۳
۱۱۲ صفحه
۶۱۲ مشاهده
۰ نقل قول
کارلوس فوئنتس
صفحه نویسنده کارلوس فوئنتس
۲۲ رمان کارلوس فوئنتس، نویسنده مکزیکی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به تاریخ، هویت، سیاست و حافظه آمریکای لاتین نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های کارلوس فوئنتس
گربه مادرم
گربه مادرم -
مرگ آرتمیو کروز
مرگ آرتمیو کروز
درخت پرتقال
درخت پرتقال درخت پرتقال گیاهی پیوندی و دو رگه است و به واسطه همین پیوند است که به نسبت درخت نارنج، که گیاهی شرقی است، میوه‌ای شیرین‌تر و پرآب‌تر دارد. درخت پرتقال روایت رویارویی، برخورد و درهم تنیدگی اقوام و فرهنگ‌هاست، تلاشی است برای کاویدن خاستگاه‌ها و ریشه‌های ملت‌های امروز و نگاهی است عمیق به تاریخ از دریچه ذوق و خلاقیت ادبی. ...
فدریکو روی بالکنش
فدریکو روی بالکنش رمان «فدریکو روی بالکنش» نوشته‌ی کارلوس فوئنتس معمولا به‌عنوان یکی از آخرین و مهم‌ترین آثار او شناخته می‌شود. این رمان ساختاری فراداستانی و تأمل‌محور دارد و بخش زیادی از آن حول گفت‌وگوی نویسنده با شخصیتی به نام فدریکو نیچه شکل می‌گیرد؛ شخصیتی خیالی که در دنیای داستان به‌عنوان یک جوان مکزیکی‌تبار در شهر مکزیکوسیتی حضور دارد. فوئنتس در این گفت‌وگوها ...
آواز خنیاگران کور (مجموعه داستان‌های کوتاه)
آواز خنیاگران کور (مجموعه داستان‌های کوتاه) ایزابل خندان: با بازوان گشاده، پیرامون کابین جدید چرخید، سبک، خرسند از موسیقی‌ای که لبانش در سکوت تلاش می‌کرد تکرار کند. پاهایش بی‌جوراب کفپوش را لمس می‌کرد. دستانش گشوده بر پرده‌ها دست می‌کشید. توقف کرده، یک انگشتش را گاز گرفت، لبخند زد و به طرف... آواز خنیاگران کور سفری است سوی سرزمین سراب. نقطه عطفی است بر تقدیر غم‌انگیز و حیرت‌انگیز سراسر ...
مشاهده تمام رمان های کارلوس فوئنتس
مجموعه‌ها