۴۸ رمان
کریستین بوبن، نویسنده و شاعر فرانسوی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لو کروزو فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با نثر شاعرانه، خلوتگزینی و تأمل در زندگی روزمره شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با «رفیق اعلی»، «فراتر ...
بانوی سپید
با گذر از کودکی دو چیز را از دست دادم، لذت گم کردن کفشهایم در گل و پابرهنه برگشتن به خانه، در حالیکه در آب به دنبال گلهای سرخ آتشین میگشتم، و سرزنشهای مادرم که بیشتر به دلیل نگرانی برای من و کمتر به سبب ناراحتی حقیقیاش بود، زیرا اگرچه اخمها را در هم میکشید اما لبخند میزد.
همه گرفتارند
... انگار همه اهل یک قبیله جداییناپذیرند. همیشه فکر یک میهمان جدید شادیبخش است. یک نوزاد، یک لولهکش، چرخو فلک راضی است. از اینکه معشوق مادرش لولهکش است خوشش میآید. اگر ماهیگیر بود. اصلا نمیتوانست تحملش کند. چرخو فلک در حالی که به حرفهای مادرش گوش میدهد. کادوهایش را باز میکند. یک سه پایه نقاشی، یک سری قلم مو، کتابی ...
اسیر گهواره
دو هزار سال تنها بودم- تمام دوران کودکیم. هیچکس مسئول این تنهایی نیست، من سکوت مینوشیدم و از آسمان آبی تغذیه میکردم. انتظار میکشیدم. بین من و دنیا حصاری وجود داشت که روی آن فرشتهای که در دست چپ یک گل ادریسی- نوعی گلوله برفی آبی رنگ- داشت، پاسداری میکرد. نسبتهای حقیقی زندگی ما را- که بخش اعظم آن نامشهود ...
دیوانهوار
در زندگیهایمان باید زندگی دوگانهای داشتهباشیم و در قلبهایمان خونی دوگانه، شادی همراه با رنج، خنده همراه با اندوه، مثل دو اسبی که به یک ارابه بسته شدهاند و هر یک دیوانهوار، ارابه را به سوی خود میکشند. پس در جادهای برفی، سوارکارانی هستیم که در جستوجوی ردپایی، در جستوجوی اندیشهای سلیم، پیش میتازیم و زیبایی، گاه مانند شاخهای فرود ...
زندگی از نو
او نه ماهه است. زیر آفتابی سوزان، در بیرون شهر میرانم و او در اتومبیل کنار دست من نشسته است. همانطور که چشم بر جاده دوختهام هرازگاه به او نگاه میکنم. در چشمان او وقار فرزانگی موج میزند. او روشناییها، سایهها و بندهای کفش کوچکش را در انگشتان گرفته و بررسی میکند. گاهی اندیشهای پیشانیاش را پرچین میکند.
از سرعت خود ...