نمایش‌نامه

نمی‌دونم فردا چی می‌شه

(I cant imagine tomorrow)

در این نمایش نامه‌ "تنسی ویلیامز" نیز عشق و روابط انسان‌ها در پیچ و خم گره‌های فروخورده، ناتوانی‌های جسمانی همچون آینه‌ی زخم‌های روح و تردیدها و تعلیق‌های دایمی در گذر زمان به تصویر کشیده شده است. شخصیت‌های این نمایش‌نامه زنی مردد و مردی با زبان الکن‌اند، و آینده‌ی عشق را هیچ یک نمی‌دانند.

نیلا
9789648573022
۱۳۸۷
۲۴ صفحه
۱۴۸۸ مشاهده
۰ نقل قول
تنسی ویلیامز
صفحه نویسنده تنسی ویلیامز
۲۸ رمان تنسی ویلیامز نمایشنامه‌نویس آمریکایی و از مهم‌ترین چهره‌های تئاتر قرن بیستم است. او در میسیسیپی به دنیا آمد و با نمایشنامه‌هایی شناخته شد که میل، شکنندگی و زخم‌های خانوادگی را روی صحنه آوردند. در آثار ویلیامز، خانه معمولاً جای امنی نیست؛ جایی است پر از خاطره، فشار، میل سرکوب‌شده و حرف‌هایی که نمی‌شود گفت. شخصیت‌هایش اغلب میان رؤیا و واقعیت گیر افتاده‌اند. «اتوبوسی به نام هوس» و «گربه روی شیروانی داغ» از معروف‌ترین آثار او هستند. این نمایشنامه‌ها با شخصیت‌هایی به‌یادماندنی، گفت‌وگوهای ...
دیگر رمان‌های تنسی ویلیامز
تابستان و دود
تابستان و دود هرگز مگو عشق مال توست عشق که هرگز نگفت می‌تواند باشد از آن باد آرامی که می‌گذرد در سکوت نادیدنی به عشقم گفتم، به عشقم گفتم تمام قلبم را به او گفتم. لرزان، سرد، در هراسی مخوف عشق من رخت بربست و رفت او پیش از من نرفته بود تا غریبه از کنارش بگذرد در سکوت و نادیدنی و به چنگش آورد با یک آه.
شب ایگوانا
شب ایگوانا کشیشی از کلیسایش برکنار شده و در دفتر جهانگردی کم‌ارزشی به عنوان مهماندار جهانگردان استخدام شده است. او در آخرین سفر، گروه تحت سرپرستی‌اش را به مهمان‌خانه‌ی محقری بر فراز جنگل باران در مکزیک می‌برد و در آن‌جا پس از درهم‌ریختگی عصبی، به باوری تازه از خدا و تصویری پرمهر از زندگی دست می‌یابد. "شب ایگوانا"، داستان تنهایی انسان و ...
پرنده شیرین جوانی
پرنده شیرین جوانی اتاق خوابی با سبک قدیمی در هتلی مدرن در امتداد ساحل خلیج شهر سنت کلود. شبیه یکی از گراند هتل‌های اطراف سورنتو یا مونت کارلو که باغ آن دارای درختان بلند خرما است. برای تزئین سرویس اتاق‌ها ظاهرا از هنرهای مناطق شمالی آفریقا کمک گرفته شده است. مهمترین قسمت آن، یک تختخواب دو نفره بزرگ است که باید به طرف ...
با من مثل باران حرف بزن و بگذار بشنوم
با من مثل باران حرف بزن و بگذار بشنوم کتاب‌های قطور و نوشته‌های نویسندگان مرده را خواهم خواند و با آنها احساس نزدیکی خواهم کرد، حتی بیشتر از آدم‌هایی که قبل از کناره گرفتن از دنیا، می‌شناختم‌شان.
27 واگن پر از پنبه
27 واگن پر از پنبه اوایل عصر است و غروب در آسمان به رنگ صورتی است. مدت کوتاهی پس از بالا رفتن پرده، جیک میگان که مردی چاق و شصت ساله است از کلبه خارج شده به سرعت به گوشه خانه رفته، یک بشکه پر از نفت برمی‌دارد و خارج می‌شود. سگ سیاهی او را دنبال می‌‌کند. صدای روشن شدن یک اتومبیل و دور شدنش ...
مشاهده تمام رمان های تنسی ویلیامز
مجموعه‌ها