نمایش‌نامه

تبعیدی‌ها

(Exiles)

بئاتریس: با همان حالت قبل. اومده، این‌طور صحبت نکنید. ریچارد: او مرا از خود راند. به خاطر او سال‌ها در تبعید و فقر، یا چیزی شبیه به آن، زندگی کردم. هیچ‌ وقت کمک هزینه‌ای را که او از طریق بانک می‌فرستاد قبول نکردم. من هم صبر کردم، اما نه برای مرگ او، بلکه برای کمی فهمیدن من، پسری که از گوشت و خون او بود؛ اما هیچ وقت این اتفاق نیفتاد. بئاتریس: حتی بعد از آرچی هم...؟ ریچارد: با گستاخی. فکر می‌کنی پسر من باشد؟ فرزند گناه و شرک! جدی می‌گویی؟ بئاتریس صورتش را بالا می‌‌آورد و به او نگاه می‌کند. در این‌جا زبان‌هایی حاضر و آماده بودند تا همه چیز را به او خبر بدهند، تا ذهن رو به زوال او را هرچه بیشتر نسبت به من و برتا و فرزند بی‌نام و بی‌خدایمان مایوس کنند.

محقق
9789648672206
۱۳۸۴
۱۳۲ صفحه
۱۲۵۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جیمز جویس
صفحه نویسنده جیمز جویس
۱۶ رمان جیمز جویس، نویسنده ایرلندی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زبان، شهر، ذهن، حافظه و فرم مدرن نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های جیمز جویس
از جناب جی جی چه خبر
از جناب جی جی چه خبر -
اندکی ابر
اندکی ابر یک جمله از اشعار بایرون که روی میز بود او را به خود جلب کرد. در حالی که مواظب بود کودک بیدار نشود کتاب را با احتیاط با دست چپ باز کرد و شروع به خواندن اولین شعر آن کرد: «بادی نیست بعدازظهر است و یاس و نومیدی زفیر است که به بیشه می‌تازد... عاشق خواهم ماند تا آن‌دم که بازگردم و آرامگاه مارگارت خویش و ...
سیمای مرد هنرآفرین در جوانی
سیمای مرد هنرآفرین در جوانی چنانکه اغلب جویس‌شناسان معتقدند و در یکی از یادداشت‌های این کتاب نیز آمده است، " استیون ددالوس" همان جیمز جویس است و " چهره مرد هنرمند در جوانی" در واقع زندگینامه خودنوشت جویس است از دو‌سالگی تا حدود بیست‌سالگی یعنی تا زمانی که برای نخستین بار به پاریس رفت. نظریه ادبی جویس- که در بخش نهم رمان اولیس ضمن مباحثه ...
اولیس 2 (کتاب دوم)
اولیس 2 (کتاب دوم) دلهره‌ای، افسوسی، آرام از ستون فقرات‌اش جاری شد و شدت گرفت. اتفاق می‌افتد، بله. مانع شو. بیهوده: نمی‌توانی کاری بکنی. لب‌های روشن و شیرین دختر. این هم اتفاق می‌افتد. دلهره‌ای سیال را حس می‌کرد که درونش منتشر می‌شد. هر کاری بکنی بیهوده است الان.
اولیس 1 (کتاب اول)
اولیس 1 (کتاب اول) آخرین‌ وداع‌ بی‌نهایت‌ تأثرآور بود، از مناره‌های‌ دور و نزدیک‌ صدای ‌ناقوسِ‌ مرگ‌ لاینقطع‌ بلند بود و همه‌ را به‌ تشییع‌ جنازه‌ می‌خواند و در گوشه‌ و کنار محله‌های‌ غم‌زده‌ ده‌ها طبل‌ پوشیده‌ در نمد که‌ صدای‌ پوک‌ توپ‌ها آن‌ها را قطع‌ می‌کرد، ندایی‌ شوم‌ سر می‌داد. غرش‌ کرکننده رعد و روشنایی‌کور کننده برق‌ که‌ این‌ صحنه مرگبار را روشن‌ ...
مشاهده تمام رمان های جیمز جویس
مجموعه‌ها