نمایش‌نامه

یه باغ گل توی دلم پرپر می‌شه

می‌خوای یکی از غنچه‌ها رو که تازه متولد شده ببینی؟ اون مثل علی‌اصغر تشنه‌اس.

9789640012871
۱۳۸۹
۴۴ صفحه
۳۵۰ مشاهده
۰ نقل قول
عبدالرضا حیاتی
صفحه نویسنده عبدالرضا حیاتی
۱۶ رمان عبدالرضا حیاتی، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به داستان، روایت فارسی و تجربه اجتماعی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به کتاب‌ها ...
دیگر رمان‌های عبدالرضا حیاتی
اسب خونین یال
اسب خونین یال اما هاشم این کره اسب رو از جبهه‌ها با خودش آورده، اون یه کره اسب اصیل عربیه. کسی که این کره اسب رو بهش هدیه کرده گفته از نسل ذوالجناحه.
1 کربلا عطش
1 کربلا عطش آقا، من تنهایی با این همه عزیر خفته در خون چه کنم؟ کاش مثل زینب من و هم به اسارت می‌بردن. کاش من و هم به زنجیر جفا بسته و با پاهای برهنه با کودکانت روی خار مغیلان می‌کشیدن....
خانم گل
خانم گل مگه میشه آدم بیاد تو جنگل و اسم خانم گل رو نشنوه... همه درختا، گلا، چشمه‌ها و حیوونای جنگل تو رو میشناسن.
نسل آتش
نسل آتش مرد: حالا که خالیست عرصه و رفته‌اند مردان مرد از یاد. زن: و گرگ‌ها زوزه می‌کشند دوباره، پشت هر دیوار مرد: و پژمرده می‌شوند، لاله‌‌ها در بی‌کسی، عطش می‌کند بیداد. زن: نیست کسی، تا بکشد به نخل‌های بریده سر، دست از مهر.
داغ دل جبهه
داغ دل جبهه بعد دستتو کردی تو جیبتو مشتت رو آوردی بیرون. وقتی اون باز کردی، هیچی توش نبود، بچه‌ها با ایما و اشاره بهم می‌گفتن تو خل شدی... تو هم خندیدی و گفتی: اینو دیشب از آسمون چیدم، آخه اینجا آسمونش خیلی به زمین نزدیکه.
مشاهده تمام رمان های عبدالرضا حیاتی
مجموعه‌ها