رمان نوجوان

قصه 7 کلاغون

یکی بود. یکی نبود 1 مردی بود که 7 تا پسر داشت. خانه‌ای هم داشت سر یک تپه نزدیک 1 چشمه. از برکت کشت و کاری که می‌کرد، با زن و هفت پسرش عمری می‌گذراند وخوشبخت بود. تا اینکه زد خدا به‌اش دختری هم داد. اما دختری چنان ضعیف و ریزه و میزه، که آدم با چشم‌های خود می‌دید باورش نمی‌آمد...

چشمه
9786002291998
۱۳۹۳
۳۲ صفحه
۱۰۵۴ مشاهده
۰ نقل قول
احمد شاملو
صفحه نویسنده احمد شاملو
۲۸ رمان احمد شاملو شاعر، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار ایرانی بود و از اثرگذارترین چهره‌های شعر معاصر فارسی به شمار می‌آید. او در تهران به دنیا آمد و زندگی ادبی‌اش با شعر، ترجمه، پژوهش فرهنگ عامه و فعالیت مطبوعاتی گره خورد. شاملو در شعر فارسی مسیری مستقل ساخت؛ مسیری که به «شعر سپید» شهرت یافت و از وزن سنتی فاصله گرفت، اما موسیقی درونی زبان را جدی گرفت. شعر او ترکیبی از عشق، اعتراض، اسطوره، آزادی و کرامت انسان است. او فقط شاعر نبود؛ ...
دیگر رمان‌های احمد شاملو
تهران خیابان شیخ هادی
تهران خیابان شیخ هادی احمد شاملو شاعر، نویسنده و روزنامه نگار ایرانی بود. شاملو مسلما تأثیرگذارترین شاعر ایران مدرن بود. شعر ابتدایی او تحت تأثیر و سنت نیما یوشیج بود. در واقع عبدالعلی دستغیب، منتقد ادبی ایران، معتقد است شاملو یکی از پیشگامان شعر نو فارسی است و پس از نیما بیشترین تأثیر را بر شاعران ایرانی عصر خود داشته است. شعر شاملو پیچیده ...
بز زنگوله پا
بز زنگوله پا کتاب « بز زنگوله پا» "کودکانه های بامداد" نوشته احمد شاملو توسط نشر چشمه منتشر شده است. بز زنگوله پا باید به صحرا برود و علف تازه بچرد. قبل از رفتن به شنگول و منگول و حپه‌ی انگور سفارش می‌کند که اگر کسی آمد و در زد، راحت در را باز نکنند و با آنها قرار می‌گذارد که شعری بخواند ...
گزینه اشعار احمد شاملو
گزینه اشعار احمد شاملو و بدین نمط شب را غایتی نیست نهایتی نیست، و بدین نمط ستم را واگوینده‌تر از شب آیتی نیست.
آیدا درخت و خنجر و خاطره
آیدا درخت و خنجر و خاطره اندکی بدی در نهاد تو اندکی بدی در نهاد من اندکی بدی در نهاد ما... و لعنت جاودانه بر تبار انسان فرود می‌آید آبریزی کوچک به هر سراچه هر چند که خلوت‌گاه عشقی باشد شهر را از برای آن که به گنداب در نشیند کفایت است
میراث
میراث وقتی با سر و روی تر از حیاط برگشتم و پشت به پنجره جلو آینه نشستم، رو تیغه بالای دیوار حیاط که از پنجره تو آینه دیده می‌شد چشمم به گربه خاکستری دراز و لاغری افتاد که انگار از تو آینه مواظب رفت و آمد من بود، و دیدم که رک و پوست کنده، با کله نسبتا بزرگش به‌ام اشاره‌هایی ...
مشاهده تمام رمان های احمد شاملو
مجموعه‌ها