نمایش‌نامه

2 نمایش‌نامه (نام همه مصلوبان عیسی است رویاهای رام نشده)

نمی‌دونم واسه چی می‌پرسین و کی هستین. این روزها نمی‌شه درست تشخیص داد کی حق داره بپرسه، کی نه! حرف، یک کلمه این ور اون ور می‌زنی،‌ می‌چسبوننت یه تیره‌ و دسته‌ای، بیا و جمعش کن! اسمم «فردوسه». من دوستش بودم. با این وضعیت بهتره بگم دوستش هستم. تو این نجاری کار می‌کرد. عاشق سینما بود. ولش می‌کردی تو «مولن روژ» داشت فیلم می‌دید.

موغام
9786009287888
۱۳۹۲
۱۲۴ صفحه
۲۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ایوب آقاخانی
۱۱ رمان ایوب آقاخانی نمایشنامه‌نویس، کارگردان، بازیگر و نویسنده ایرانی است؛ هنرمندی که بخش مهمی از کارنامه‌اش در پیوند با تئاتر شکل گرفته است. او در تبریز به دنیا آمد و در فضای نمایشی ایران به عنوان چهره‌ای چندوجهی شناخته شد؛ نوشتن، اجرا و آموزش در مسیر کاری او کنار هم قرار دارند. در متن‌های نمایشی آقاخانی، دیالوگ و موقعیت اهمیت زیادی دارد؛ شخصیت‌ها اغلب در لحظه‌هایی قرار می‌گیرند که باید نسبت خود را با خاطره، تعهد و جامعه روشن کنند. تجربه صحنه باعث شده ...
دیگر رمان‌های ایوب آقاخانی
3 نمایش‌نامه اقتباسی (فصل خون  شمعدانی‌ها  3 گانه پاریسی)
3 نمایش‌نامه اقتباسی (فصل خون شمعدانی‌ها 3 گانه پاریسی) ایوب آقاخانی زاده‌ی 1354 تبریز از نویسندگان مطرح و موفق نسل سوم نمایش‌نامه‌نویسان کشور است. از میان آثارش نمایش‌نامه‌های آنجا پشت در، دوئتی کوتاه برای پاییز، گیل گمش، ماه بر ترک اسب پیر، امپراتور و آنجلو، رودکی جادوگر واژگان سبز، روزهای زرد، مرثیه‌ای برای یک سبک وزن، جنوب از شمال غربی، زمین مقدس، رویاهای رام نشده، مومیا، منطقه صفر{کسوف}، نام ...
تمام صبح‌های زمین
تمام صبح‌های زمین جمیله: پس... صدا: و چون دلش نمی‌خواد شما رو درگیر این ماجرا بکنه، چیزی از این کاراش به شما نمی‌گه. جمیله: ... صدا: با شناختی که از شما پیدا کردم، تو اون مقطع کار درستی کرده. جمیله: ... پدر و مادر منو کشتن؟ صدا: پدربزرگتون این‌طور فکر می‌کرده. جمیله: شما چطور فکر می‌کنید؟ جمیله: (خیره است و بی‌جواب و طنین به طرف مقابلش!)...
امپراتور و آنجلو (نمایش‌نامه 2 زبانه)
امپراتور و آنجلو (نمایش‌نامه 2 زبانه) مریم: چطور نباشم؟ (ناگهان، گریان و بی‌امان، خود را بیرون می‌ریزد.) خسته شدم. هیچ‌کس نمی‌دونه کجان! من به امید اون‌ها اومدم تو این خراب‌شده. دو تا برادر و یه عموی شوهرم همین‌جا بودن. تو اوکلند. الآن هیچ‌کس نمی‌دونه کجان! شوهرم و بچه‌هام مرده‌ن. تو جنگ آمریکا و عراق مرده‌ن. همه امیدم به این چند نفر بود. نیستن! هیچ‌جا نیستن! تا ...
عصر دیروز (نمایش‌نامه‌های ایوب آقاخانی) جلد دوم
عصر دیروز (نمایش‌نامه‌های ایوب آقاخانی) جلد دوم این مجموعه، با تمام بضاعت موجودش ـ چه بیش و چه کم ـ تنها باید قطره نوری شود و در چشم‌خانه خواننده‌اش بنشیند؛ که «درام» در بنیاد و نهادش چنین چیزی است و اگر درست پا به عرصه نهاده باشد از جنس نور است و روشنگر. زبان، ساخت، تکنیک، سبک، لحن و این حرف‌ها و چه، جملگی ابزارند برای این ...
مشاهده تمام رمان های ایوب آقاخانی
مجموعه‌ها